
آمریکا به همراهان احمدی نژاد ویزا نداد
از قرار معلوم آمریکاییان نگذاشتند همراهان آقای احمدی نژاد به آمریکا سفر کنند و ایشان چند نفر از همراهان همیشگی خود را در این سفر از دست داده است. از جمله مجتبی هاشمی ثمره . مردی که پشت پرده دولت نام گرفته است . این جور که حاکی است احمدينژاد براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، كاركاس را به مقصد نيويورك ترك ميكند اما دولت آمريكا از صدور رواديد براي بخشي از هيئت همراه رئيس جمهوري خودداري كرده است. گویا سيدمجتبي هاشميثمره مشاور ارشد رئيس جمهوري، سعيد جليلي معاون اروپا و آمريكاي وزير امور خارجه، عليرضا شيخعطار معاون اقتصادي وزير خارجه، دو تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي بخش مهمي از تيم حفاظت رئيس جمهوري و تمامي تيم خبري شامل تصويربرداران و عكاسان نهاد رياست جمهوري، خبرنگار و تصويربردار واحد مركزي خبر و عكاسان و خبرنگاران خبرگزاريهاي جمهوري اسلامي ايران و فارس از جمله كساني هستند كه دولت آمريكا از صدور رواديد براي آنها خودداري كرد. و حالا هيئت همراه رئيس جمهور كه قادر به اخذ رواديد حضور در مقر سازمان ملل متحد نشدند دوشنبهشب به وقت محلي از طريق سنگال به تهران باز خواهند گشت.
۱- نشانه های خوبی در راه است. دادگاه آقای مهدی رحمانیان مدیر مسول فعلی شرق را از یکی اصلی ترین اتهامات تبرئه شد و شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت پس از بررسي پرونده، قرار منع تعقيب براي مديرمسوول روزنامه توقيف شده «شرق» صادر كرد. اين ۲ تا پيام دارد. اول اين كه شرق از مهمترين اتهامي كه درباره قوميت ها به آن زده مي شد تبرئه شد و ديگر اين كه يكي از ادله هيات نظارت خود به خود منتفي مي شود. در عين حال رايزني ها نيز ادامه دارد. اما با اين حال فكر نمي كنم زودتر از يك ماه آينده خبر خوشي درباره شرق منتشر شود.
۲- خبر دیگر این است که چند نفر در این روزها به خانواده شرق اضافه شدند و یا می شوند. حسن بنانج از بچه های گروه بین الملل فرزند دار شد و خدا یک دختر گل به او داد. همین طور آقای رحمانیان هم فرزند دیگری به اعضای خانواده اش اضافه شد. فرید مدرسی عضو گروه سیاسی یکی دو روز دیگر جشن عروسی دارد. از گروه اجتماعی هم خبر دار شدیم که آقای رهبر دبیر این سرویس بالاخره دست ها را بالا زد و نامزد اختیار کرد.
۳- امروز یکی از بچه ها آمار کل اعضای روزنامه اعلام کرد که بالغ بر ۴۰۰ نفر هستند با احتساب بچه های آگهی ها و نیازمندی ها. یعنی در واقع کسانی که حقوق ثابت از شرق می گیرند. به این آمار اضافه کنید حق التحریرهای ثابت و غیرثابت را.
۴- اين مطلب در ستون تلفني كيهان ، آيا دارد خبري را اعلام مي كند؟ نگاه كنيد: گفته مي شود در مذاكرات لاريجاني و سولانا بحث تعليق مشروط غني سازي اورانيوم مطرح شده است. اگر غني سازي به طور مشروط به حالت تعليق درآيد، دو پيامد دارد. اول دشمن احساس مي كند دولتمردان در حفظ غني سازي ثابت قدم نيستند و هر روز فشار خود را افزايش مي دهد. دوم اينكه اعتماد ملي دچار تزلزل مي شود. لذا درخواست مي كنم به عنوان يك شهروند ايراني استقامت حكومت در خصوص عدم پذيرش تعليق غني سازي خدشه دار نشود.
يك هموطن
اوریانا فالاچی، روزنامه نگار سرشناس ایتالیايی درگذشت. به گزارش خبرگزاری فرانسه از رم، اوریانا فالاچی، روزنامه نگار سرشناس ایتالیايی شب گذشته در سن 77 سالگی در پی یک بیماری طولانی مدت در بیمارستانی در شهر فلورانس ایتالیا درگذشت.اوریانا فالاچی از جمله روزنامه نگارانی بود که به فن مصاحبه اشراف کامل داشت و گفتگوهای او با شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که برای مطبوعات ایتالیا (بیشتر برای روزنامه پرتیراژ کوریه دلاسرا) انجام می شد، بیشترین شهرت را برای او در میان روزنامه نگاران به همراه آورد.او سالهای اخیر بیشتر در آمریکا اقامت داشت .
در اوایل شهریور ماه در صفحه جنگ سیاست شرق 23شعار آقای احمدی نژاد در آخرین فیلم تبلیغاتی خود و نیز در گفت وگوی ویژه خبری شبكه دوم بیان کرده بود، نوشتم.این روزها تبلور یکی از آن شعارها را می بینیم. این یک شعار را با هم بخوانیم و سرنوشت 22 شعار دیگر را حدس بزنیم :
او محکم و قاطع گفت: انتقاد یك موهبت الهی است.یك مدیری كه نشنود مدیر نیست.منتقدین صد تا حرف می زنند.حتی اگر یكی از آنها مفید باشد، می ارزد كه تمام آن صد حرف را گوش كنی.در كشور ما این گونه است كه از صد حرف ۴۰ یا ۶۰ حرف آن به دردبخور است.این در دنیا خیلی زیاد است.این بزرگترین سرمایه یك كشور است. اگر كسی فكر كند كه عقل كل است این نشان می دهد كه هیچی نیست...دولت باید بشنود. بشنود، فرهنگ نقد ایجاد می شود...ما باید بپذیریم كه یك خانواده ایم...اگر این احساس را در خود زنده نگه داریم آن وقت اگر یك ایرانی دیگر، چیزی بگوید، دیگر ناراحت نمی شویم.
امروز به شلوغی دیروز نبود . بچه ها ناامیدانه آمدند و رفتند. بعضی از بچه ها امروز تعریف می کردند که حسابی دمق هستند و شب پیش را خوب سپری نکردند. شنیدم که هیات نظارت بیانیه جدید داده و گفته خود شرقی ها اختلاف داشتند و می خواستند آنجا بسته بشود. انتشار بیانیه نشان می دهد که هیات نظارت خیلی تحت فشار است و تنها بهانه آورده است. هیچ اختلافی در شرق نیست و اگر بود هیچ کس این جا با جان و دل کار نمی کرد. هیات نظارت دارد قدم در جای پای کسانی می گذارد که پیشتر در توقیف مطبوعات یلی بودند و برای خود آوازه ای بهم زده بودند. همان کسان امروز هیچ نمی خواهند به آن روز ها بازگردند و یادی از رفتارهای گذشته آنان شود. حتی ابا دارند از این که بگویند ما این کارها را کردیم. بیش از نشریه توقبف شد. آیا تفکر را می شود حبس کرد؟ آیا می توان حکم داد که فقط مثل من بیندیش؟ در تمام کشور های که ما با آنها در تخاصم هستیم آزادی بیان و اندیشه و مطبوعات نهادینه است. این روزها سالگرد ۱۱ سپتامبر است. اولین کسانی که جورج بوش را متهم به سهل انگاری و نیز اطلاع از وقوع حملات تروریستی کردند روشنفکران آمریکایی بودند. مايكل مور در آمریکا فیلم مستندی ساخت و جورج بوش را متهم اصلی ۱۱ سپتامبر دانست. مشابه این فیلم را کجا می توان ساخت؟
همه بچه ها هنوز در اتاق سیاسی نشستند. از صبح که خبر توقیف شرق منتشر شد اغلب بچه های مطبوعاتی به روزنامه آمدند تا هم از اصل جریان باخبر شوند و هم یه جوری دلداری داده باشند. این صحنه ها برای بچه هایی که توقیف چند روزنامه را در کارنامه خوشان دارند آشنا است.
اما چرا شرق توقیف شد؟ مهم ترین دلیل ممکن به نظر من این بود که شرق به یک باشگاه سیاسی تبدیل شده بود. باشگاهی که تمام زخم خوردگان از انتخابات ریاست جمهوری را در خود جای داده بود. استناد این سخن یادداشت ها و گفتگو هایی است که آنان با شرق داشتند. از غفوری فرد و علی اکبر ولایتی تا ابراهیم یزدی و محمود دولت آبادی و سپانلو در شرق امکان سخن گفتن داشتند.
شرق تبلور جبهه اعتدالی بود که هاشمی رفسنجانی وعده آن را داد. اگرچه آن جبهه هیچگاه شکل نگرفت اما کسانی که در فاصله دور اول تا دور دوم انتخابات پشت هاشمی قرار گرفتند و از او حمایت کردند ( از آیت الله جوادی آملی تا محمود دولت آبادی ) توانستند در شرق جایگاهی بیابند. به این لیست برخی از نمایندگان مجلس را هم که در ابتدا مدافع احمدی نژاد بودند اما بعدا به علت تفاوت دیدگاه مخالف او و دولتش شدند اضافه کنید. شرق پایگاه زخم خوردگان بود و این زخم خوردگان روز به روز بیشتر می شدند. شرق تاوان نقد هر چند ملایم دولت را پرداخت و این یک وضعیت قرمز است.
شرق و نامه توقيف شدند حافظ و خاطره لغو امتياز - وحید پور استاد
زمين برای خيلیها دارد میلرزد- پرستو دوکوهکی
اين هم از شرق... خيالتان راحت شد؟ - خسرو نقیبی
امیدی نیست به خوب شدن جای زخم- ندا دهقانی
شرق هم رفت...؟ نامه هم...؟ - مریم شبانی
آفتاب از شرق غروب کرد- مصطفی قوانلو قاجار
روزنامه شرق توقیف شد - علی اصغر سیدابادی
... و نوبت شرق رسید! - آسیه امینی
توقيف شرق - فرزانه ابراهیم زاده
سیروس علی نژاد اولین سردبیر من بود . کسی که بسیار در کار سخت گیر بود و هر مطلبی را به آسانی نمی پذیرفت. امروز بعد از ۸ سال او را دیدم. با همان قبراقی گذشته . اما کمی لاغر شده بود. روزی که از پیش او رفتم. در روزنامه صبح امروز و بعد آفتاب امروز مشغول به کار شدم . حادثه ها و سرعت زمان اصلا فرصتی را به من نمی داد تا او راملاقات كنم. فکر می کردم ایران نیست در حالی که در تهران بود. حالا بعد از این همه سال شماره تلفن او را پیدا کردم. زنگ زدم . قراری گذاشتیم و رفتم منزلش. با مهربانی هرچه تمامتر شاگرد كوچك خودش را پذیرفت. از هر دری حرف زدیم. از شرق گله کرد .از نثر و شیوه نوشتن خبرها. با این حال آن را بهتر از روزنامه های دیگر دانست. و البته گفت این نسل امروز ، خيلي بهتر از نسل گذشته به كار روزنامه نگاري مشغول است.
سيروس علي نژاد به نظر من يكي از پديده هاي مطبوعات است. ماهنامه آدينه را وقتي او منتشر مي كرد ورق به ورق ، سطر به سطر مي خوانديم و لذت مي برديم. و ديگر نشرياتي را كه او منتشر كرد.
وقتي براي كار پيش او رفتم ، در قلهك تهران دفتري در طبقه سوم داشت. گفت مي خواي چه كار كني؟
من حتي الفباي روزنامه نگاري را هم بلد نبودم. تنها هنرم اين بود كه داستان مي نوشتم و افتخارم اين بود كه داستان هام را هوشنگ گلشيري و عباس معروفي و احمد محمود مي خوانند و برام گاهي حاشيه نويسي مي كنند . گفت برو سراغ همان كار . رفتم . دانشجوي تئاتر بودم آنوقت ها. اما نويسندگي برام كار نبود. پولي هم نداشت. دوباره به او زنگ زدم. گفت خبرت مي كنم. و بعد يكي دو روز بعد زنگ زد و سفارش گزارش داد. گفت: برو شهر همدان و يك گزارش از اين شهر بنويس بيار.
گزارش؟ من اصلا فرق خبر و گزارش و مقاله و ... نمي دانستم چي هست. با اين حال رفتم همدان. سوار اتوبوس شدم و رفتم. ۴ روز آنجا بودم. تمام شهر را گشتم. از ادارات دولتي تا جاهاي ديدني. شب ها تا دير وقت تو خيابان قدم مي زدم و بعد مي رفتم هتل. اصلا نمي دانستم بايد چه كار كنم. ولي نت بر مي داشتم. بالاخره برگشتم. يك هفته طول كشيد تا يك مطلب بنويسم. ۵۰ صفحه شد. بردم داد آقاي سردبير. نگاهي كرد. بعد گفت برو طبقه پايين تو اتاق گوشه اي بشين. ۲ ساعت بعد آمد. گفت چيزي كه نوشتي به درد نمي خورد. پاره كرديم. دوباره بنويس.
رفتم خانه. دوباره از اول نوشتم. اين بار ۱۵ صفحه كمتر شد. بردم. نگاهي كرد و گفت نه به درد نمي خورد. شروع خوبي ندارد و خيلي زياد هست. نمي گفت بايد چكار كنم.شاكي شدم اما گفتم چشم دوباره مي نويسم. رفتم خانه و نوشتم. اين بار داستان نوشتم. يك داستان خطي. فضا سازي كردم. از آدم هايي كه ديده بودم. از ني زني كه شب ها تو خيابان قدم ميزد و مردم درباره زن او كه تنهاش گذاشته بود ماجراها تعريف مي كردند. . از ماجراي سفال هاي همدان و يك سفالگر جوان كه با الهام از شعر هاي خيام سفال مي ساخت. خلاصه مطلب را بردم. و نماندم. يك هفته بعد زنگ زد كه بيا . رفتم . به مطلبم حسابي كسيه كشيده بود . گفت برو توي همان اتاق گوشه اي بشين . تو از اين به بعد همين جا كار مي كني.
حالا پس از ۸ سال دوري از او نمي دانم در چه جايگاهي قرار گرفتم. به او گفتم اميدوارم بد شاگردي نكرده باشم.
دیروز گزارشی در شرق نوشتم که خانم فاطمه رجبی همسر آقای الهام خواستار خلع لباس خاتمی شده است. بعد به سفر آقای خاتمی به آمریکا پرداختم. متن كامل گزارش در شرق چاپ شد . اما بازتاب آن باور کردنی نبود. تقریبا از اول صبح تلفن های مختلفی به روزنامه شد. از اصولگرا تا غیر اصولگرا ،همه از این خانم با بدترین الفاظ ممکن انتقاد کردند. باورم نمی شد که خاتمی هنور این قدر طرفدار داشته باشد.
نكته ديگر اين جاست. كساني كه مدعي دينداري هستند و البته مهرورزي وقتي مي بينند شخصيتي مثل خاتمي در جهان و ايران اين همه هوادار دارد و آزادانه به سراسر دنيا سفر مي كند و هميشه مورد احترام وتكريم قرار مي گيرد عنان از دست مي دهند و چشم فرو مي بندند و هر آنچه برزبانشان مي آيد مي گويند. اين ادبياتي كه امثال اين خانم به كار مي گيرند تنها ناشي از حسادت بر شخصيتي محبوب است وبس. الحسود لايسود.
آقای محمود احمدينژاد رئيسجمهور ايران از شنوندگان راديو جوان نمره 11 گرفت. به گزارش روابط عمومي اين شبكه راديويي روز ششم شهريور از مردم خواست كه به يك سال فعاليت دولت نهم نمره دهند. بنابراين آنچه كه روابط عمومي راديو اعلام كرده، از ميان هزار پيام كوتاه رسيده به برنامه «ساعت 25» راديو جوان، نمراتي از صفر تا 20 به آقاي احمدينژاد داده شد و نهايتاً معدل اخذ شده از جميع نمرات، ايشان نمره 11 را دريافت كرد.
سنت نمره دادن به دولتها و عملكرد اشخاص، نهتنها ايران، بلكه در بسياري از كشورهاي جهان متداول است. در ايالات متحده آمريكا، هنگاميكه جورج دبليو بوش دولت اول خود را به پايان برد، نتوانست از منتقدان و مردم نمره قبولي بگيرد. محبوبيت او نسبت به چهار سال گذشته آن كاهش پيدا كرده بود اما اتخاذ يك استراتژي تبليغاتي باعث شد تا مردم آمريكا مجدداً از ترس «تروريسم» به او راي دهند و رقيب آقاي بوش ناكام بماند.
در ايران نيز اين سنت از سالها پيش پابرجا بوده و هست. عموماً در فواصل تغيير و تحولات يك سازمان و نهاد يا دولتي برخي بر آن ميشوند تا به واسطه ارزيابيهاي صورت گرفته به اشخاص و مسئولان ذينفوذ كه بر نان و نام مردم سيطره داشتند و امور سياسي و اقتصادي آنها را تبيين ميكردند نمرهاي بدهند.
در مدت زمامداري سيدمحمد خاتمي اگرچه او توانست در چندين مرحله مشخصاً از مردم نمره قبولي بگيرد و در صدر نظرسنجيها بنشيند اما دولتهاي او نتوانستند به دليل كماهميتي به امور اقتصادي مردم، نمره قبولي دريافت كنند. اين رويه البته در دولت دوم ايشان ( با توجه به اينكه امور زيربنايي نيز انجام شده بود) تشديد شد و هيچ دولتمردي نمره قبولي نگرفت.
در دولت آقاي احمدينژاد نيز اين اتفاق رخ داد. از مدتي پيش برخي از اعضاي دولت به خود نمره دادند. آقاي علي سعيدلو معاون اجرايي رئيسجمهور اعلام كرد كه من به دولت آقاي احمدينژاد نمره 20 ميدهم. اين اظهارات البته با واكنش منتقدان دولت و برخي از ديگر مسئولان روبهرو شد. سيدمحمدعلي ابطحي معاون رئيسجمهور سابق در مطلبي طنزآميز نوشت: «چند سال پيش در جلسهاي يكي نقل ميكرد به كسي پنج هزار ضربه شلاق در يك جلسه زدند. دوست بامزهاي گفت: يا شلاق نخوردهاي يا عدد و رقم سرت نميشود. حالا آقاي سعيدلو معاون اجرايي رئيسجمهور ادعا كرده نمره دولت فعلي 20 است.»
در اين ميان نيز آقاي غلامعلي حدادعادل رئيس مجلس نيز در ارزيابي عملكرد دولت گفت كه نمره دولت آقاي احمدينژاد «قطعاً از 15 كمتر نخواهد بود».
اما رئيسجمهور محمود احمدينژاد هنگامي كه خبرنگاري از او خواست نمرهاي به خود بدهد، گفت: «اجازه دهيد مردم اين نمره را به عملكرد دولت بدهند.»
اكنون شنوندگان راديو جوان اين نمره را دادهاند. اگر قضاوت مردم و روايت راديو جوان جمهوري اسلامي ايران را قبول داشته باشيم، بايد بگويم دولت آقاي احمدينژاد و شخص ايشان به رغم تلاش و كوشش و در عين حال سفرهاي استاني براي از بين بردن مشكلات و نزديكي بيشتر به مردم، هنوز نتوانستهاند نمره قابل توجهي به دست بياورند.
نگاه دیگران :
ندا دهقانی: دومین توپولف همین شرکت ایران ایر تور بود که به فاصله 5 سال، این بار در مشهد آتش گرفت. استاندار خراسان درباره مفقود شدن 15 نفر: احتمال دارد اين مسافران در هنگام حادثه از هواپيما به بيرون پريده و فرودگاه را ترك كرده باشند!!......
حميد ضيايي پرور: استاندار خراسان رضوي از دهنش در رفت و در مصاحبه با شبكه يك تلويزيون ساعت 19 گفت يك انفجار هم رخ داده.....
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
پر.... پر..... پر.... پریدند
زخم کهنه دهان باز کرد و ۸۰ نفر ایرانی بر اثر بی مبالاتی برخی مسئولان در آتش سوختند. انگار دیروز بود که خبرنگاران زنده زنده در هواپیمای c130 با آتش به پرواز در آمدند. روايت كهنه است. اما امروز باز اين روايت قرائت شد. " يک فروند هواپيمای مسافربری پس از آنکه در باند فرودگاه مشهد به زمين نشست به علت ترکيدگی چرخ دچار حريق شد و ۸۰ نفر از ۱۴۰ نفر مسافر آن جان خود را از دست دادند. "
و باز هم خلبان مقصر شناخته شد. اگر روزی هواپيماهاي مسافربري مجهزتر شوند و بي خلبان پرواز كنند آن وقت آقايان چه كسي را مقصر قلمداد مي كنند؟
كساني كه مدعي عدالت طلبي هستند چرا يك بار دلايل واقعي اين سقوط را اعلام نمي كنند؟ يك سئوال: ما چند تا توپولف ديگر داريم؟ اعلام كنيد تا حداقل بدانيم بايد منتظر كشته شدن چند نفر ديگر باشيم.
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
خواندنی ها
۲- جهانبگلو: اتهام جاسوسي به من تفهيم نشده است
3- مشهورترين مجري تلويزيون ایران، پناهنده شد
4- كدام جامعه اخلاقی، عباس عبدی
***
۲- گاف سی ان ان
۵- 9 نکته که هر وبلاگنویسی باید بداند
دولت كم خواب
طي يكسال گذشته كه از آغاز به كار دولت نهم ميگذرد، چندينبار از سوي اطرافيان رئيسجمهور و دولتمردان عنوان شده است كه آقاي احمدينژاد به علت مشغله فراوان كم ميخوابد و بيشتر كار ميكند. اولينبار آقاي غلامحسين الهام سخنگوي دولت و رئيس دفتر رئيسجمهور اين موضوع را اعلام كرد و در پاسخ به اين سئوال كه «ساعت كار رئيسجمهور از چه زماني آغاز ميشود و تا چه ساعتي ادامه مييابد» گفت: رئيسجمهور ساعت كار مشخصي نميشناسد. از آغاز روز تا بامداد روز بعد، معمولاً بيوقفه كار ميكند. در 24 ساعت حدود سه يا چهار ساعت به طور معمول استراحت ميكند. اعضاي دولت احمدينژاد با جلسات اولين ساعات روز و آخرين ساعات شب با ايشان مأنوس هستند. يكي از جلسات هفتگي دولت ساعت 7 صبح آغاز ميشود (آذرماه 84).
حدود 10 ماه پس از اين اظهارات، كه كموبيش سخناني در اين باب بيان ميشد، دكتر ابراهيم شيباني رئيس كل بانك مركزي نيز در جمع مردم چهارمحال و بختياري گفت: «شهادت ميدهم در دولت نهم رئيسجمهور 3 ساعت و وزرا 5 تا 6 ساعت در شبانهروز استراحت دارند.»
پيشتر از اين نيز گهگاه درباره كمغذايي رئيسجمهور سخن به ميان آمده بود و خبرها تاكيد داشت كه آقاي احمدينژاد حتي از زمان تصدي شهرداري تهران، چندان غذايي ميل نميكرد و اصلاً غذاي شهرداري را نميخورد و «لقمهاي» را كه از منزل ميآورد، صرف ميكرد. تداوم اين رفتار در زمان رياستجمهوري ايشان نيز قابل مشاهده است. در ضيافت شامي كه رئيسجمهور با خبرنگاران داشت، همه مشاهده كردند كه ايشان فقط «سالاد» خورد و در حاشيه همان جلسه اطرافيان ايشان اشاره كردند كه ايشان شبها غذا نميخورد. حتي در سفرهاي استاني رئيسجمهور نيز مكرر اعلام شده هياتدولت و رئيسجمهور براي پرهيز از اسراف و ولخرجي، غذاهاي ساده و كم ميل ميكنند. عنوان شد كه در اين سفرها، صبحها فقط چاي و نان و پنير ميل ميشود و دولت خرجي را بر استانداران و استانها نميافزايد.
اين كمخوابي و كمغذايي البته مختص دولت آقاي احمدينژاد و رئيسجمهور نيست. در دولت پيش نيز گاهي چنين مطالبي بيان ميشد، البته نه بهعنوان يك حسن، بلكه براي طفره از حضور رئيسجمهور (آقاي خاتمي) در مواقع حساس. مثلاً در زماني كه اصلاحطلبان تحت فشار از سوي جناح رقيب و برخي نهادها بودند، ناگهان آقاي خاتمي كمپيدا ميشدند و بعد كه علت پرسيده ميشد، بيان ميكردند ايشان به علت فشار كار زياد و كمخوابي، دچار «كمردرد» شديد شده و اكنون استراحت ميكند. گاهي نيز اين كمردرد جنبه قهر پيدا ميكرد و رئيسجمهور ناگهان غيب ميشد. خاتمي حتي در آخرين روزهاي رياستجمهورياش، وقتي خبرنگاران از او پرسيدند كه بعد از رياستجمهوري ميخواهد چه كاري پيشه كند، گفت: «خيلي كمخوابي دارم استراحت ميكنم.» (5 خرداد 84) در زمان رياستجمهوري آقاي هاشميرفسنجاني نيز بنابر روايات و ذكر خاطرات، نقل است كه ايشان نيز بيشتر ساعات شبانهروز را مشغول كار هستند و البته اتاقي در دفترش جهت استراحت تعبيه شده بود تا كمخوابيهاي ايشان را جبران كند.
در ميان مقامات كشورهاي ديگر نيز اين «بيخوابي» و البته عوارض آن قابل مشاهده است. چند روز پيش اعلام شد دليل خونريزي معده و روده آقاي فيدل كاسترو رئيسجمهور كوبا به خاطر «شب و روز كار كردن و كمخوابي» و نيز «استرس ناشي از حضورهاي مردمي اخير در آرژانتين و كوبا» بوده است.
اما آيا اين كمخوابي و كمغذايي براي دولت عدالتطلب حسن است كه در اين يكسال گذشته، از جهت حسن چندينبار اين موضوع اعلام شده است؟ تحقيقات نشان ميدهد كه اغلب كشورهاي پيشرفته شمار ساعات هفتگي كار را پايين ميآورند تا كارمندان و كارگران در ساعتهايي كه بر سر كار هستند بهتر و بيشتر كار كنند. خوابيدن براي انسان، يك گزينش نيست. يك نياز بايسته است. مدير بايد سازماني را بسازد تا خودكار و كارآمد باشد و خود او نيز جايگاههاي ويژه را زير ديد داشته باشد و اين سازمان را هدايت كند. بنابر آزمايشات پزشكي آدمي كه همواره 4 ساعت در روز بخوابد (و البته كمغذا بخورد) كاركرد خوبي در ساعات بيدارياش نخواهد داشت. اخيراً دكتر شان درموند از دانشگاه كاليفرنيا از 40 داوطلب خواست به شكل طبيعي بخوابند و پس از آن 46 ساعت بيدار بمانند.
از آنها خواسته شد دوباره بخوابند تا ميزان تاثير كمخوابي مشخص شود. دكتر درموند و گروه تحقيق دريافتند 36 ساعت نخوابيدن تاثيري بر تمركز ندارد زيرا مناطق ديگر مغز كمكرساني ميكنند. وقتي داوطلبان 60 ساعت نخوابيدند دچار عدم تمركز و ناتواني مغز در كمكرساني شدند. گروه تحقيق مشاهده كردند كسي كه 64 ساعت نخوابيد ديگر توانايي فعاليت ذهني و جسمي نداشت. دكتر درموند گفت: «كساني كه مدت طولاني نميخوابند قادر نيستند كاري انجام دهند.»
دكتر روزنفلد در پاسخ به پرسش تائيد كرده است كه «كمخوابي توليد «ملاتونين» مغز را كه يك هورمون مهم است كاهش ميدهد. هر فرد بايد در شبانهروز دستكم هفت ساعت بخوابد.»
از ديگر سو يكي از پزشكاني كه با روزنامه شرق در ارتباط است در خصوص عوارض كمخوابي يادآور شده است: «تحقيقات پزشكي مويد اين نظر است كه كمبود خواب خود يك منبع مهم ايجاد استرس است.
بدون توجه به اينكه شغل افراد چه ميتواند باشد كمبود خواب سيستم بدني را از تعادل خارج خواهد كرد.
بدن از زنجيرهاي از مواد شيميايي براي فرستادن پيامهاي استرس استفاده ميكند.
در ابتدا مغز هورموني به نام CRH آزاد ميكند. اين هورمون غده هيپوفيز را به توليد هورمون ديگري به نام ACTH واميدارد. ACTH به نوبه خود غده فوقكليه (آدرنال) را تحريك ميكند كه آدرنالين و بقيه هورمونهاي استرس را آزاد كند. همين هورمونها هستند كه احساس تحت فشار بودن را ايجاد ميكنند و همين هورمونها در درازمدت زمينه را براي بيماريهاي مربوط به استرس فراهم ميكنند.
خواب شبانه اين واكنش زنجيرهاي را مهار ميكند و مانع آزادي هورمونهاي استرس از غده آدرنال ميشود.
همه با احساس خوابآلودگي، تحريكپذيري و تيرگي ذهن پس از يك شب بيخوابي آشناييم.
برخي پژوهشها نشاندهنده آن است كه بيخوابي ميزان هورمونهاي استرس را در مسيري نادرست قرار ميدهد. و ممكن است در شب بعدي هم باعث بالا رفتن هورمونهاي استرس و در نتيجه ادامه بيخوابي شود.
هورمونهاي استرس حافظه كوتاهمدت را دچار اختلال ميكند و براي همين است كه افراد دچار محروميت از خواب در متمركز كردن افكارشان دچار مشكل هستند. ادامه يافتن بيخوابي براي هفتهها و ماهها وضع را بسيار بدتر خواهد كرد و ميزان ACTH و هورمونهاي استرس در تمام طول روز و شب را بالا ميبرد. ميزان هورمونهاي استرس در افراد دچار بيخوابي مزمن از بعدازظهر تا ابتداي شب به بالاترين حد خود ميرسد، يعني همان زماني كه در اغلب افراد در پايينتر حد خود است و امكان خواب راحت فراهم ميشود.
البته نبايد از نظر دور داشت كه مدت خواب طبيعي شبانه افراد متفاوت و از شش تا 10 ساعت متغير است. مهم آن است كه فرد در روز بعد احساس سرزندگي و انرژي داشته باشد.»
***
به هر صورت پژوهشهاي پرشكي مويد اين است كه «بيخوابي» نهتنها حسن نيست بلكه تداوم آن باعث اختلاف در سيستم بيولوژيك بدن خواهد شد. چه آقاي احمدينژاد باشد ، چه آقاي خاتمي و چه افراد ديگر.
چند روزی بود که فیلم های انتخاباتی احمدی نژاد را نگاه می کردم. همین جوری. بعد دیدم بد نیست برای یک سالگی دولت شعار های را که داده دوباره منتشر کنم و بعد برای هر کدام یک سووال مطرح کنم که آن چیزی که گفتی انجام شده یانه. همین. به همین سادگی. نه توهینی باشد و نه انتقادی . که سخنگوی دولت ناراحت شود. جملاتی را که شعاری بود از دو تا فیلم های او استخراج کردم. این فیلم ها یکی شرکت او در گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم بود که بین مرحله اول و دوم انجام شد و دوم فیلم تبلیغاتی او بود.
مطلب را که نوشتم عنوانش را گذاشتم ۲۳ شعار و ۲۳ سئوال اما روزنامه با بخش سئوالات آن مخالفت کرد و گفت فقط شعارها باشد. اصلا تند نبود. من حتی ملاحظات روزنامه را کرده بودم اما رضا تاجیک و بعد دیگران مخالف بودند.فقط سئوالات منتشر شد.
این مطلب را در صفحه جنگ سیاست و در این قسمت ( ۲۳ شعار احمدی نژاد ) منتشر شده است.