تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.
غم مخور
85/07/28

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت

دائما یکسان نماند حال دوران غم مخور

 

 

Posted by اکبر منتجبی @ 19:51

روزگار سپری شده

شماره اول روزگارشايد تا حالا خبر را شنيديد. روزنامه روزگار امروز منتشر نشد و معلوم نيست تا كي منتشر نمي شود. اين تصميم البته به دلخواه مديران روزنامه نبود. ديروز چهارشنبه خبر رسيد كه آنها تلفني و كتبي به مديران روزنامه گفته شده بايد صفحات سياسي خود را به همراه صفحه انتخابات  شوراها حذف كنيد. استدلال آنها اين بود كه روزنامه امتياز سياسي ندارد و بايد در حوزه فرهنگي – اقتصادي – اجتماعي فعاليت كند. ( مگر شوراها حوزه اجتماعي نيست ؟) اين در حالي است كه روزنامه جام جم و همشهري امتياز سياسي ندارند اما داراي صفحات سياسي هستند. هم صفحه خبر سياسي دارند و هم صفحات مقاله و گفتگو. ضمن انكه روزنامه همشهري ماهنامه سياسي نيز دارد.

 

با اين اوصاف سه كار بيشتر نمي شد كرد. اول آنكه گوش نداد و گفت شما كه مدعي عدالت هستيد ابتدا عدالت را براي همه برقرار كنيد و بعد همچنان با همين سياق روزگار را منتشر كرد تا آنها آن را توقيف كنند. راه دوم اين بود كه بايد سريع صفحات جايگزين پيدا مي كرديم و روزنامه را منتشر مي كرديم. البته اين كار خيلي سخت و تقريبا ناممكن بود چون روزنامه منتشره به لحاظ كيفي بسيار در سطح پاييني قرار مي گرفت . راه سوم هم اين بود كه براي بررسي بيشتر، انتشار را چند روز متوقف كرد تا ديد چه بايد كرد.

 

انها البته يك ايراد ديگر هم گرفته اند. گفته اند كه فرم صفحات نيز بايد تغيير كند. چون روح شرق درآن ديده مي شود. گرچه اين روزنامه شرق نبود و قراتر هم نيست شرق باشد اما آنها ايراد خودشان را مي گيرند.

 

به اين ترتيب تحليل من اين است كه روزنامه ديگر منتشر نخواهد شد چون با هر اصلاحاتي كه منتشر شود مي توان استدلال كرد اين روزنامه يادآور شرق است و سپس ايرادتي به آن گرفت.

 

وقتي فيلم زيباي مسافران توسط بهرام بيضايي فيلمساز بزرگ ايراني ساخته شد به آن اجازه اكران ندادند. نزذيك به يكسال و نيم اين فيلم در محاق توقيف بود. بعد طاقت بيضايي طاق شد و در گفتگويي ( فكر كنم با ماهنامه فيلم ) گفت هربار كه فيلم را پس از اصلاحاتي كه آنها خواسته بودند براي گرفتن پروانه نمايش مي برم باز ايرادات جديد مي گيرند. انگار كه اين فيلم را تازه ديده اند. مي توان بعد از صدبار ديدن بهترين شاهكارهاي سينما هم از آنها  ايراد گرفت. اگر مي خواهيد من فيلم نسازم رسما اعلام كنيد كه فيلم نساز.

 

عباس عبدی : روزگارم خوب نیست

 

احسان ابطحی : گيج و ويح و بلاتكليف هستيم

 

مهدی افروز منش : روزگار متوقف شد

 

خسرو نقيبي: مرگ روزگار

 

علی پیر حسین لو : روزنامه نگاران باید بمیرند!!

 

نیکان : روزگار سقط جنين شد

 

علی اصغر سیدابادی :بال روزگار هم قیچی شد

Posted by اکبر منتجبی @ 12:51 |

روزگار از فردا منتشر می شود

بدون هيچ مقدمه اي بايد گفت كه روزنامه روزگار از فردا دوشنبه ( 24 مهر ) منتشر مي شود. تمام تلاش بچه ها بر اين است كه روزنامه اي با فرم تازه  منتشر كنند تا نه تنها خلا خبری موجود را پر كنند بلكه بتوانند صداي جديدي نيز باشد. روزنامه اي كه سعي مي كند نگاه ديگري را ارايه دهد. به علت فرم جديد روزنامه خبرنگاران اخبار گزينش و آنها را بازنويسي مي كنند و در صفحات خبري از 24 صفحه اين اتفاق مي افتد.

Posted by اکبر منتجبی @ 18:58 |

روزگار بر شما مبارک

 

همه چیز دارد شروع می شود. در این ایام ، روز و روزگار به کام همه شیرین باشد.

 

 

Posted by اکبر منتجبی @ 19:45 |

روزگار منتشر نمی شود

روزنامه روزگار منتشر نمی شود. قرار بود از فردا شنبه ( ۱۵ مهر ) این روزنامه منتشر شود. اما بنا به برخی دلایل روزنامه فعلا منتشر نمی شود. البته شرق در اولویت همه ماست و دوست داریم آن را منتشر کنیم. با این حال از اول هم قرار نبود که روزگار به جای شرق منتشر شود. بحث روزنامه جدید خصوصا روزگار از مدت ها پیش مطرح بود اما هر بار به دلیلی انتشار آن امکان پذیر نشد. حتی قبل از این که روزنامه اعتماد ملی منتشر شود قرار بود روزگار همزمان توسط تیم رسانه ای شرق منتشر شود اما موضوع به تعویق افتاد.  

درباره شرق هم خبرهای جدیدی نیست. پرونده در وزارت ارشاد ماندگار شده و هنوز به قوه قضاییه ارسال نشده است. ما که دستمان به وزیر محترم ارشاد نمی رسد تا از او علت عدم ارسال پرونده را بپرسیم اما خبرنگارانی که ایشان را می بینند می توانند سئوال کنند تاحداقل روشن شود دلیل چیست. این برای اولین بار است که مدیران یک نشریه از ارشاد می خواهند پرونده را سریع به قوه قضاییه ارسال کنند. چون مدیران شرق مطمئن هستند اتهامات شرق آنچنان محکمه پسند نیست که با آن روزنامه ای توقیف شود. در عین حال شرق روزنامه ای بود که توانست بخش های وسیعی از حاکمیت را با خود همراه کند و ادبیات آنها را تحت تاثیر قرار بدهد. خلا شرق این روزها كاملا بسیار احساس می شود. روزنامه های فعلی هنوز نتوانستند این خلا را پر کنند. تعجب می کنم که چرا نمی توانند بازار شرق را به دست بیاورند. کمی ذوق ، کمی برنامه ريزي و شناخت مخاطب باعث مي شود تيراژ شرق به سبد آنها برود اما با كمال تعجب اين اتفاق نمي افتد و آنها به راحتي از اين بازار تشنه مي گذرند.

Posted by اکبر منتجبی @ 14:47 |

گزارش محمد قوچاني از وضعيت شرق

نوشتن در روزهايي كه شرق نيست براي من سخت است اما چون بازار شايعه داغ است ارائه گزارشي از وضعيت شرق را به مخاطبان شرق ضروري مي‌دانم.
روزنامه شرق براي مديران و نويسندگان و شايد مخاطبان شرق تجربه‌اي تكرارناپذير و بي‌نظير است. اكنون كه شرق در ميان ما نيست مي‌توانيم ادعا كنيم شرق يكي از موفق‌ترين تجربه‌هاي مطبوعاتي سال‌هاي اخير در جذب علاقه مخاطبان، جلب اعتماد نخبگان و ارتباط با حاكمان بوده است. تيراژ شرق، محتواي شرق، آگهي‌هاي شرق، پايداري شرق و نفوذ آن براي من و همكارانم مايه افتخار است. نشان به آن نشاني كه ما با سربلندي معتقديم حتي از ميان نكات موردنظر هيات محترم نظارت بر مطبوعات نمي‌توان موردي را جست كه شرق را در توقيف نگه داشت.

بر اين اساس اميدواريم به‌زودي در فرآيندي حقوقي و قانوني، شرق منتشر شود. به اين اميد در اين روزها بخش عمده‌اي از وقت مديران شرق صرف گفت‌وگو براي انتشار مجدد آن مي‌شود. محور تلاش‌ها بر چند نكته متمركز شده است:

اول: راه برخورد با مطبوعات تعطيل آنها نيست. مي‌توان در صورت اثبات تخلفي در مطبوعات با نويسنده، سردبير، مديرمسوول و ناشر نشريه برخورد كرد يا به صفت حقوقي آن نشريه از مجازات‌هاي مالي يا حتي توقيف‌هاي زمان‌دار و كوتاه‌مدت استفاده كرد. نهادهاي قضايي مي‌توانند با پيش‌بيني مجازات‌هاي جايگزين و متناسب نويسندگان و روزنامه‌نگاران حس مسووليت‌پذيري را در آنها زنده كنند و در عين حال از نابودي يك نهاد مطبوعاتي جلوگيري كنند. بديهي است مجازات‌هايي مانند زندان متناسب اهل فرهنگ نيست. اكنون كه طراحي مجازات‌هاي جايگزين در دستور كار قوه قضاييه است مي‌توان به جاي اعدام مطبوعات به اصلاح و احياي آنها پرداخت.

بر همين اساس شرق مي‌تواند در صورت اثبات مجرميت در دادگاه صالحه و با حضور هيات منصفه پاسخگوي اعمال خود باشد. پيشنهاد هيات محترم نظارت بر مطبوعات مبني بر تغيير مديرمسوول روزنامه شرق اگرچه از نظر تحريريه و مديريت شرق مطلوب تلقي نمي‌شد اما نشان مي‌داد كه اين هيات نيز در پي حفظ نهادهاي مطبوعاتي است. با وجود اين متاسفانه اين روش زودتر از مهلت آن پايان يافت و اقدام مديرمسوول شرق در معرفي جانشين خود مورد توجه قرار نگرفت. اما اگر هيات محترم نظارت بر مطبوعات بر عهد درست خود پايدار باشد و صيانت از نهادهاي مطبوعاتي را بر خود فرض بداند مي‌توان اميد داشت كه با پذيرش مدير مسوول جديد، شرق به حيات خود ادامه دهد.

دوم: در عين حال مدير مسوول شرق تاكنون از همه جلسات دادگاه خود كه با حضور هيات‌منصفه برگزار شده سربلند بيرون آمده است. دفاعيات صادقانه وي سبب شده مجموع مجازات‌هاي شرق از چند صدهزار تومان تجاوز نكند و اين در دادگاهي رخ داده كه افرادي از جناح‌هاي مختلف در تركيب هيات‌منصفه آن حضور داشته‌اند. قصد داوري درباره عملكرد نهاد قضايي و هيات منصفه را نداريم اما حداقل در مورد شرق مي‌توانيم بگوييم كه مجموعه دفاعيات شرق شنيده شده و با انصاف درباره آنها داوري شده است. شكايات جديد اقامه شده عليه شرق نيز در مجموع قابل دفاع است و مي‌توان اميد داشت كه دبيرخانه محترم هيات نظارت بر مطبوعات (كه در وزارت ارشاد مستقر است) با ارسال پرونده شرق به دادگاه (كه طبق قانون بايد ظرف يك هفته صورت گيرد و متاسفانه هنوز ارسال نشده) در برگزاري دادگاهي عادلانه به شرق ياري رساند.

سوم: فراتر از خطوط قانوني در لابه‌لاي خطوط مصلحت‌هايي وجود دارد كه ظاهراً در جامعه‌اي شفاف آنها نيز بايد به قانون تبديل شوند اما به هر دليل در جامعه ما حوزه مصلحت مستقل از حوزه قانون است. شرق همواره روزنامه‌اي بوده كه اين خطوط نانوشته را نيز رعايت كرده است و گاه به دليل رعايت همين موازين به طعنه محافظه‌كاري نواخته شده است اما به علت همين محافظه‌كاري (كه به نظر من عين عقلانيت است) شرق توانست به مدت سه سال منتشر شود. اكنون نيز صريح و روشن بر اين باوريم كه اگر پديده‌اي مانند شرق با همه توفيق‌ها و ناكامي‌هاي آن نتواند ادامه حيات بدهد بدين معنا است كه ادامه اين راه براي ما يا غيرممكن است يا نيازمند بازنگري‌هاي جدي. شرق صريحاً خود را روزنامه بخش خصوصي جمهوري اسلامي ايران مي‌دانست و بارها التزام و اعتقاد خود را به هر سه ركن جمهوريت، اسلاميت و ايرانيت اعلام كرده و به همين دليل در مقاطع حساسي مانند مجادلات هسته‌اي، جنگ لبنان و انتخابات توجه خود را به سه ركن اساسي اسلام، آزادي و ايران نشان داده است. بديهي است نه روايت ما از مباحث هسته‌اي جنگ‌طلبانه است، نه قرائت ما از جنگ لبنان ماجراجويانه‌است و نه در انتخابات مي‌توانستيم به محافظه‌كاران راي دهيم. اما هم در انتخابات سعي كرديم رسانه‌اي براي همه حتي اصولگرايان باشيم، هم در جنگ لبنان از عقلانيت و مقاومت به صورت همزمان دفاع كرديم و هم در مباحث هسته‌اي از دستيابي همزمان به فناوري هسته‌اي و صلح سخن گفتيم. شرق بر همين مبنا فهرستي از چهره‌هاي اسلامي و ايراني را در فهرست يادنامه‌هاي خود قرار داد: از آيت‌ا... بروجردي تا مهندس بازرگان، از شهيد مدرس تا شهيد رجايي و شهيد بهشتي و شهيد باهنر و امام موسي‌صدر و نيز امام خميني كه در دو سال از سه‌‌سال انتشار شرق به ايشان پرداختيم.

به شهادت ستون سرمقاله شرق با حفظ اصول اصلاح‌طلبانه خود پذيراي همه نخبگان بود. همچنان‌كه در صفحات ادبي، اقتصادي، سياسي و... شرق چنين كرديم. تنها روزنامه غيردولتي كه به همه نامزدهاي رياست جمهوري و همه احزاب سياسي ستون ثابت داد شرق بود. در شرق هركسي به زباني از باورهاي عمومي جامعه دفاع كرد. شرق تلاش كرد تا ثابت كند تنها با زبان كيهان نمي‌توان از جمهوري اسلامي ايران دفاع كرد، شرق نيز زباني ديگر در دفاع از اين كل يكپارچه است: جمهوريت به عنوان شكل سياسي، اسلاميت به عنوان باور اجتماعي و ايرانيت به عنوان فضاي مشترك زيست انساني.

مشي عمومي شرق از نظر ما خطا نبوده است. ممكن است هر كسي بتواند در اين هشتصد شماره خطاهايي بيابد كه اولين كس از اين دست خود من هستم اما راه شرق جز مروت و مدارا نبوده است. راه شرق روشن است. مي‌دانيم كه در چارچوب جمهوري اسلامي ايران روزنامه منتشر مي‌كنيم. نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد. استراتژي شرق روشن است گرچه در تاكتيك‌ها مي‌توان گفت‌وگو كرد.

بنابراين اگر قرار باشد شرق با اين ويژگي‌ها و جايگاه منتشر نشود چه روزنامه‌اي بايد چاپ شود؟

روش شرق هرگز خيره‌سري و كج‌دهني نبوده است. از روز توقيف شرق نه يك كلام مصاحبه كرده‌ام نه يك جمله نوشته‌ام. شرق <دود ندارد، سوز دارد.> عدم انتشار شرق خود بزرگترين جمله معترضه‌اي است كه نويسندگان شرق مي‌نويسند.

بنابراين اگر شنيديد كه قرار است از شرق نااميد شويم يا جايگزيني براي آن بيابيم يا مستاجر خانه‌اي و روزنامه‌اي شويم، باور نكنيد. ‌

در جامعه‌اي كه روزنامه‌نگار امنيت شغلي ندارد و روزنامه‌اي با سابقه سه سال انتشار در يك صبحدم بسته مي‌شود، هيچ‌كس نمي‌تواند به روزنامه‌نگاراني كه بيكار شده‌اند و بنگاه‌هايي كه در اوج توفيق دچار بحران مالي شده‌اند خرده بگيرد كه چرا كار ديگري را در دست گرفته‌اند. اما آن كار نه شرق است و نه جانشين شرق. ما خود صاحب‌خانه‌ايم، مستاجر كسي نخواهيم شد. ‌

 

Posted by اکبر منتجبی @ 20:10 |

وقتی روزنامه ايران با حکم قضايی رفع توقيف شود حتما این اتفاق برای شرق هم خواهد افتاد. چون جایگاه مخالفان مطبوعات عوض شده است. روزگاری دستگاه قضایی برخورد با مطبوعات را در دستور کار خود قرار داده بود و دولت مدافع رکن چهارم بود. ( این از اتفاق های عجیب تاریخ بود که دولت خاتمی مدافع روزنامه نگاری بود ) در واقع به علت ماهیت روزنامه نگاری و انتقاد آن از دولت و قدرت هیچگاه دولتمردان مدافع آن نبوده و نیستند. در کشورهای مترقی نیز دولت ها مطبوعات و روزنامه نگاران را تحمل می کنند نه این که مدافع آنها باشند و اگر رسانه های انتقادی پیشرفت می کنند و جایگاهی بین مردم می یابند به دلیل حمایت نهاد های فراقانونی ، دستگاه قضايي ، نهاد های حقوق بشری و مدنی از آنها می باشد.

در ایران اما در زمان دولت آقاي خاتمي يرعكس بود و اكنون به نظر مي رسد همه چيز به حالت عادي خود بازمي گردد. رفع توقيف ايران و روزنامه اخبار ، تبرئه الهام افروتن خبرنگار هفته نامه محلي هرمزگان و تبرئه مدير مسئول شرق از مهمترين شكايت خود نشانه هايي از رويكرد جديد است. هميشه دستگاه قضايي در كشور هاي مترقي مدافع روزنامه نگاران بوده . زيرا نفس بوجود آمدن اين دستگاه حمايت از مظلوم است و هميشه بايد در حمايت از مظلوم مقابل قدرت ( بخوانيد دولت ) بايستد. به نظر مي رسد حركت در اين مسير آغاز شده . گام هايي را نيز مشاهده مي كنيم كه قابل توجه است.

حالا باید بیشتر به رفع توقيف شرق اميدوار بود. ضمن اين كه اين روزها لابی های موثری انجام شده و  خبرهاي خوبي از راه مي رسد.

Posted by اکبر منتجبی @ 16:58 |

این روزها همه خبرها یک جور به خصوصی زیر میزی شده است. از قرار معلوم کار دوستان دست راستی بدجوری در هم گره خورده. انتخابات شوراها و خبرگان از یک طرف و داستان هسته ای ایران از طرف دیگر در کار برادران گره انداخته است.

امروز یکی از دوستان را دیدم که با قاطیعت می گفت روزنامه شرق را تا بعد از انتخابات باز نمی کنند چون شرق در انتخابات ریاست جمهوری تنها روزنامه ای بود که یک تنه مقابل راست ایستاد و اختلافات آنها را برجسته کرد و باعث شد آنها نتوانند به اجماع برسند. دوست دیگری معتقد شرق به زودی باز می شود.

گرچه این دوست کمی اغراق می کرد اما نمی توان تاثیر شرق را نادیده گرفت .با این حال اگر اختلافات همچنان برقرار باشد ( که از قرار هست )  چه شرق باشد و چه نباشد این  اختلافات فراگیر خواهد شد.

الان در تشکیل شورای هماهنگی نیروهای انقلاب بر سر نحوه تعداد اعضا،  دو دستگی بین راست رادیکال و سنتی اختلاف بروز کرده است. پیشنهادی از سوی نزدیکان احمدی نژاد مطرح شده است که راست سنتی آن را نپذیرفته است. از راست سنتی ۳ تا نماینده و از نزدیکان احمدی نژاد ۴ نفر در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب باشند اما باهنر قبول نکرده و موضوع گره خورده و هیچ کدام از آنها نمی خواهند کوتاه بیایند.  

در جریان لیست خبرگان نیز از قرار معلوم جامعه مدرسین و جامعه روحانیت نپذیرفتند که اسامی شاگردان آقای مصباح را در لیست خود قرار دهند. و این فریاد اهل شکایت را در موسسه آقای مصباح را به آسمان برده است.

در جریان هسته ای هم قول و قرارهایی از طرف دولت با فرانسه رد و بدل شده است که اصولگرایان را بدجوری برده توی کما. روزنامه کیهان در ستون تلفنی خودش نوشت: "طرح ژاك شيراك براي خروج پرونده ايران از شوراي امنيت و متوقف شدن غني سازي اورانيوم طي مذاكرات هسته اي تهران و 1+5 فريبي بيش نيست. مسئولان بدانند به هر عنواني حرف ها و مواضع خود را تغيير دهند اعتماد مردم را از خودشان سلب مي كنند. غربي ها توان برخورد با ايران را ندارند."

اما از شرق: همچنان به روزنامه می رویم. خبرهای مختلفی هم می رسد که در یک زمان دیگر می نویسم. 

Posted by اکبر منتجبی @ 12:54 |