
آقای احمدی نژاد به زودی عازم نیویورک می شود . گویا با حضور ایشان در سازمان ملل موافقت شده است. نماينده آفريقاي جنوبي در سازمان ملل كه رياست ماه جاري شوراي امنيت را بر عهده دارد اعلام كرد: هيچ مخالفتي از سوي اعضاي شورا با حضور محمود احمدي نژاد در جلسه اين شورا كه قرار است پيش نويس جديد تحريمات عليه ايران تصويب شود وجود ندارد.
اتفاقا خیلی هم خوب است که ایشان به سازمان ملل برود و آنجا اگر می تواند از ایران دفاع کند. بالاخره سازمالن ملل جای است که مشروعیت آن برای همه احراز شده است و حتما برای رییس جمهور ایران نیز این چنین است . اما واقعا سئوال این جاست که اگر رییس جمهور ایران مشروعیتی برای این سازمان جهانی قائل است و تلاش دارد هرطور که شده به مقر این سازمان برود چرا به آن این قدر بد و بیراه می گوید و قطعنامه های آن را " کاغذ پاره " می خواند .
می توان دو نتیجه گرفت :
ا- ایشان به جایگاه حقوقی این سازمان واقف است اما سخنانی که بر زبان می راند برای مصرف داخلی است. در حقیقت با شعار و سخنان تند هواداران خود را چند صباحی دیگر مشغول می کنند. در نتيجه به مقر اين سازمان مي رود و در تعاملي آشكار از ايران دفاع مي كند .
۲- ایشان اعتقادی به این سازمان ندارد و آن را بازیچه دست آمریکا می داند. بنابراین ایشان به مقر این سازمان نمي رود زيرا محلی از اعراب ندارد . تنها به نیویورک سفر مي كند تا ليست سفرهاي ايشان تكميل شود .
مصدق اگر به ديوان لاهه رفت تا از حقوق ايران دفاع كند ، به شهادت اسناد موجود ، هم اين سازمان را داراي مشروعيت مي دانست و از حقوق آن آگاه بود و هم عليه آن سخن نمي گفت و در داخل كشور براي سرگرمي هواداران خود شعار نمي داد.
بنابراين نمي توان دوگانه عمل كرد. يا زنگي زنگي يا رومي رومي . نمي توان سازمان ملل را بازيچه دست آمريكا دانست و در يك سال دو بار به آن سفر كرد. نمي توان آمريكا را مسبب تمام اتفاقاتي دانست كه عليه ايران رخ مي دهد اما به آنها پيشنهاد داد در كنسرسيومي هسته اي ايران شريك شوند.
اگر آمريكا مسبب تمام اتفاقات عليه ايران است چرا نمايندگان ايران با آنها براي سرنوشت بهتر مردم افغانستان و عراق پشت ميز مذاكره مي نشينند؟ ايران دو بار بر سر افغانستان با آمريكايي ها پشت ميز مذاكره نشست. اول بار زماني كه شوروي سابق به افغانستان حمله كرده بود ، ايران براي كمك به مجاهدين افغان با آمريكايي ها وارد مذكره شدند و شروع به تقويت نظامي مجاهدين كردند. بار دوم نيز بر سر طالبان اين اتفاق افتاد. در باره عراق نيز كه همين چند روز گذشته مذاكره كردند. اگر به اين آمريكا مي توان اطمينان كرد و براي سرنوشت يك ملت مي توان با آنها مذاكره كرد ( بالاخره ما مسلمانيم و اعتقاداتي داريم ، بر سر يك ملت كه معامله نمي كنند ، مذاكره مي كنند براي سعادت آنها و رفع مشكلات موجود ) حالا چرا بر سر ايران مذاكره صورت نمي گيرد. سفر به آمريكا خوب است اما نه براي مذاكره؟ سفر به نيويورك كه نمي تواند جنبه سرگرمي داشته باشد. اگر قرار بر سخن گفتن است رييس جمهور بهتر از هر كس مي داند كه در عصر جديد اگر در ده كوره هاي يزد نيز سخن بگويد و پيام هايي را براي مردان آن سوي جهان بفرستد بلافاصله و در كوتاه ترين زمان پيامش مخابره مي شود . در واقع از اين سوي دنيا نيز مي توان سخن گفت. اما اگر قصد ديگري است كه فبها.
شب عيد نزديك است و هنوز شادي صدر در زندان به سر مي برد. وحيد پوراستاد پيش از اين خبر داده بود كه مقدمات آزادي شادي صدر و خانم عباسقلي زاده فراهم شده و رايزني هايي نيز صورت گرفته است. گويا هنوز اتفاقي رخ نداده و رايزني ها ثمر بخش نبوده است. اميدوارم هر چه زودتر آزاد شوند و به خانواده خود برگردند. یا مقلب القلوب .... حول حالنا احسن حال
خبر نداشتم که داستان رادیو جوان و انتقادات آن آنقدر جدی شده است که وزارت ارشاد درباره آن بیانیه می دهد و تهدید می کند. واقعا حالا یک نیمچه رادیو انتقاداتی را هم به این و ان مطرح کرد آیا باید این جوری به آن تاخت ؟ هم سربیر را اخراج کرد و هم ...
خبرگزاری فارس بیانیه کوتاه وزارت ارشاد را منتشر کرده است در آن آمده است : با كمال تاسف برخي از مدعيان سخن پراكني رسالت واقعي خود را بهورطه فراموشي سپردهاند. به اطلاع كليه همكاران محترم رسانهها و دستاندركاران رسالت خطير و ارزشمند اطلاعرساني و خبررساني و آنانكه بيوقفه در راه پاسداشت و حفظ آرمانهاي اسلام و نظام گام برميدارند ميرساند: با كمال تأسف برخي از مدعيان سخنپراكني رسالت واقعي خود را به ورطه فراموشي سپردهاند و به جاي تنوير افكار عمومي و بيان بيواسطه واقعيات و عينيات به تخريب عملكرد دولت و نظام پرداخته و هرآنچه ميتوانند از جايگاه خود سواستفاده كرده و سهواً يا عمداً در مسير دشمنان گام برميدارند و با ريختن آب بر آسياب آنان چرخ آن را پرزورتر به حركت درميآورند.
اين اطلاعيه ميافزايد: مدتي است مكرر اخبار دروغي منتشر ميشود كه ماخذ خود را راديويي موسوم به "راديو جوان" عنوان مينمايد، راديوي فوق با در دست گرفتن عنان دروغ گويي و تخريب، با انتشار اخبار كذب و ارائه تصوير ذهني مخدوش از عملكردهاي بخشهاي مختلف دولت خدمت گزار به تشويش افكار عمومي ميپردازد و گويا هيچ متولي و مسئولي پاسخ گوي عملكرد نابجاي اين راديو نيست.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه اطلاعيه خود، ضمن تقبيح اينگونه اعمال از ساير رسانهها خواست تا نسبت به بهرهگيري از منابعي از اين دست هوشياري به خرج داده وبا حفظ موازين اخلاقي و پاسداشت اصول حرفهاي خبرگيري و خبر رساني صرفا براي چالش انداختن و جذب مخاطب براي مدتي كوتاه از دست زدن به اينگونه اقدامات خودداري كرده و با حضور پر رنگ خود در صحنه اطلاع رساني بهينه مجال بروز و ظهور اين مدعيان دروغين را سد كنند.
مرتبط:
انتقاد رادیو جوان از روزنامه کیهان
حسین شریعتمداری و ماجرای احسان طبری در تلویزیون
افزایش سرسام آور قیمت ها آغاز شد. دیروز می خواستم از تجریش بیایم سیدخندان ، یک مسافرکش شخصی گفت : کرایه ۸۰۰ تومان هست آ . چشم هام داشت می زد بیرون: ۸۰۰ تومن؟ بابا انصاف داشته باش. چه خبره . بنزین که گران نشده. گفت : "همینه که هست . می خوای سوار شو نمی خوای نشو "
آقایون مجلسی که طرح تثبیت قیمت ها را داده بودید ، پس چی شد ؟ ما در این دولت کریمه و آن مجلس محترم که بر "تثبیت قیمت ها " تاکید داشتند همه نوع افزایش قیمتی دیدیم جز ثابت ماندن قیمت ها. شعارها فقط برای کارشکنی در دولت اصلاحات بود ؟ با انصاف هم خوب چیزیه. استغفار کنید از ظلمی که بر آن سید مظلوم و جفای که در حق مردم روا داشته شد. حاصل کارها جز دلسردی مرد چی بود؟
این یادداشت محمد قوچانی است درباره شرق و سالنامه های شرق :
صداي پاي بهار را هر كس از جايي ميشنود؛ يكي از صداي ترقههاي چهارشنبهسوري، يكي از صداي ترانههاي پرندگان، يكي از نواي چكههاي برفهايي كه آب ميشوند و ما اهل مطبوعات از ويژهنامههاي روزنامهها و مجلهها. در سالهاي اخير لذت عيد براي من جز به يك چيز لمس نميشد و آن چيزي بود كه ما سالنامه شرقاش ميخوانديم. سنت سالنامهنويسي در مطبوعات ايران سابقه دارد....
از قرار معلوم رویه رادیو جوان باعث انتقادات شدیدی شده و حتی یکی از مجریان آن اخراج شده است. سایت رجا نیوز که توسط منسوبین دولت آقای احمدی نژاد دراین باره اطلاعات جالبی داده است . نوشته که " يک نهاد نظارتي در گزارشي به شدت از عملکرد ضدفرهنگي راديو جوان انتقاد کرده.در بخشي از اين گزارش آمده است :پخش تصاويري از پشت صحنه يکي از برنامه هاي راديو جوان از تلوزيون و اختلاط بدون توجيه زنان و مردان تنها بخشي از ابتذال موجود در اين شبکه راديويي است.تمسخر دائمي ارزشهاي نظام همچون دفاع مقدس، تخريب مواضع دولت به خصوص در برنامه جواني به وقت فردا از ديگر بخش هاي اين گزارش است، که فايل هاي صوتي اين برنامه ها را هم ضميمه دارد.... راديو جوان در طول دهه فجر به مسئله سد سيوند بيشتر از ارزش هاي انقلاب پرداخته است! ....چندي پيش سردبير برنامه نشاني(سردبير سابق برنامه روي خط جواني) مستقيما از سوي دکتر خجسته معاونت صداي سازمان اخراج شده است.
مرتبط:
انتقاد رادیو جوان از روزنامه کیهان
حسین شریعتمداری و ماجرای احسان طبری در تلویزیون

خوب کمتر کسی هست که تا حالا خبر نداشته باشه شرق رفع توقیف شده . خوشحالم. این اتفاق نادر که روزنامه ای یک بار توقیف شود و بعد رفع توقیف شود در این چند سال کمتر سابقه داشته. اما روزنامه بهار ، روزنامه آریا ، و روزنامه اخبار و اکنون روزنامه شرق این شانس را داشتند که عمر دوباره ای بیابند. الان پرسش اصلی همه این است که روزنامه شرق از کی منتشر خواهد شد. با توجه به اخباری که دارم فکر می کنم پایان فروردین این اتفاق صورت نخواهد گرفت. دلایل فنی مختلفی دارد.اما موضوع دیگر هفته نامه شهروند از فردا در تمام کیوسک های روزنامه فروشی منتشر خواهد شد. آن را از دست ندهید. سردبیر محمد قوچانی است و رییس شورای سیاست گذاری آن محمد عطریانفر است. قرار است که مطالب آن را نیز به صورت HTML از شب عید بر روی سایت آن بگذارند . که در این باره خبر می دهم.در شهروند چند پرونده وجود دارد که اصلی ترین آن یهود است. توصیه می کنم آن را از دست ندهید.یک پرونده هم درباره پایان جنگ ایران و عراق است که من و رضا خجسته رحیمی درباره آن نوشته ایم. احمد بورقانی و جواد روح نیز درباره همایش مشروطه نوشته اند.
پي نوشت : در اين شماره شهروند ۱۳ پرونده وجود دارد. هولوكاست ، پايان جنگ ، حقوق هسته اي ، خيزش شيعه ، انقلاب اقتصادي ( اصل ۴۴ ) ، قيمت بنزين ، نصر شناسي ، حرف هاي تازه سيد جواد طباطبايي ، تعليق فوتبال ، ستاره هاي نقره اي ( هنرپيشه ها )، ستارهاي شيشه اي ( درباره مجريان تلويزيون ) ، موسيقي زيرزميني ( گفت و گو با بنيامين و محسن چاووشي ) و داوري كتاب سال.
تحليل ها :احمد بورقاني ، احمد زيدآبادي ،سعيد ليلاز ، عمادالدين باقي ، ضيا موحد
امشب وقتي داشتم شهروند را تورق مي كرددم يك بار ديگر احساس كردم كه دارم شرق را صفحه به صفحه مي بينم. كلي مطلب خواندني وجود دارد و كمبود وقت

یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب
منو می بره ، کوچه به کوچه
باغ انگوری ، باغ آلوچه
دره به دره ، صحرا به صحرا
اونجا که شبا ، پشتِ بیشه ها
یه پری میاد ، ترسون و لرزون
پاشو می ذاره ، تو آبِ چشمه
شونه می کنه ، موی پریشون
یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب
منو می بره ، تهِ اون دره
اونجا که شبا ، یکه و تنها
تک درخت بید ، شاد و پرامید
می کنه به ناز ، دستشو دراز
که یه ستاره ، بچکه مثِ
یه چیکه بارون ، به جای میوه ش
نوکِ یه شاخه ش ، بشه آویزون
یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب
منو می بره ، از توی زندون
مثِ شب پره ، با خودش بیرون
می بره اونجا ، که شبِ سیا
تا دم سحر ، شهیدای شهر
با فانوسِ خون ، جار می کشن
تو خیابونا ، سر میدونا :
عمو یادگار ، مردِ کینه دار
مستی یا هشیار ؟ خوابی یا بیدار ؟
مستیم و هشیار ، شهیدای شهر
خوابیم و بیدار ، شهیدای شهر
آخرش یه شب ، ماه میاد بیرون
از سر اون کوه ، بالای دره
روی این میدون ، رد میشه خندون
یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب
ـ هشت نفر از زنانی که بازداشت شده بودند، آزاد شدند. ۱ - پرستو دو کوهکی ،۲- پرستو سرمدی ، ۳- سارا لقایی ، ۴- ساقی لقایی ، ۵- سارا ایمانیان ، ۶ - نیلوفر گلکار ، ۷- فریده انتصاری ۸- ناهید انتصاری.
ـ با جواد منتظری همسر آسیه امینی صحبت می کردم .گفت که آسیه زنگ زده خانه. گفته که قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی بریده اند. جواد گفته بود چکار کنیم؟ و آسیه هم گفته بود که من گفته ام پولی نداریم بدهیم. یک موبایل دارم . گویا این وثیقه را برای بعضی دیگر نیز بریده اند.
ـ هنوز معلوم نیست که آمار واقعی بازداشت شدگان چند نفر است. هر کس لیستی را ارایه می دهد. یکی می گوید ۳۲ نفر ، یکی از ۵۰ نفر اسم می آورد و یک لیست هم ۲۷ نفر است. به نظرم این خیلی مهم است که یک آمار ثابت و مشخص ارایه شود.
خوب این هم روزنامه اخبار است که قرار شده بعد از تعطیلات عید منتشر شود. داغ داغ است . من قبلا درباره آن خبر داده بودم: "انتشار پیش شماره های آن آغاز شده . سردبیر آن نیز محمد قوچانی خواهد بود و به گفته او برخی از بچه های شرق و تعدادی دیگر از نیروهای مطبوعات در آن حضور خواهند داشت. منتظر اخبار باشید. روزنامه ای متفاوت نسبت به تمام روزنامه هایی که تا کنون دیده اید"
استاد نمک دوست نیز به دنیای مجازی پا گذاشت. رسانه ها و آزادی اطلاعات عنوان سایت ایشان است. افتخار همکاری را با آقای نمک دست در پیام امروز داشتم و از گفته ها و نگفته های ایشان بسیار آموختم و هنوز هم خودم را وامدار ایشان و آقای علی نژاد و دیگر دوستان آن موسسه می دانم.
سایه هسته ای بر بودجه ( اعتماد ملی - PDF )
استغفار کنید ( آینده نو - PDF )
در طول دوران رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي، هفتهاي نبود که بيبحران سپري شود. گاه در يک هفته چندين مساله به موضوع اول کشور تبديل ميشد و گاه يک موضوع از سوي مخالفان اصلاحات چنان پروار ميشد که از شمال تا جنوب، از غرب تا شرق کشور، برخي به صورت سازماندهيشده، کفنپوش ميشدند، هيهات سرميدادند و خواستار عزل فلان وزير خاتمي ميشدند....
قرار شده که بعضی از بچه های روزنامه توقیف شده شرق برای شب عید یک ویژه نامه پر و پیمان منتشر کنند. این ویژه نامه در هفته نامه شهروند منتشر می شود. سردبیر مجموعه محمد قوچانی است و حدود ۱۸۰ صفحه خواهد بود. آن را از دست ندهید. شهروند هفته نامه ای بود که در اصفهان منتشر و توزیع می شد الان گویا انتشار در تهران را نیز گرفته است.
اما روزنامه اخبار. انتشار پیش شماره های آن آغاز شد. این روزنامه بعد از تعطیلات عید منتشر خواهد شد. سردبیر آن نیز محمد قوچانی خواهد بود و به گفته او برخی از بچه های شرق و تعدادی دیگر از نیروهای مطبوعات در آن حضور خواهند داشت. منتظر اخبار باشید. روزنامه ای متفاوت نسبت به تمام روزنامه هایی که تا کنون دیده اید. (:
الان در شهر بم هستم. صبح روز پنج شنبه راه افتادم. دعوت شدم تا با خبرنگاران اینجا درباره خبرنویسی و گزارش نویسی گفت و گو کنم و تجربیات را به یکدیگر منتقل کنیم.
بم زنده است اما زخم غریبی توی صورت مردم این جاست. خیلی دوست د ارم مفصل بنویسم اما این کیبورد مزخرف مانع می شود. فقط یک نکته را اشاره کنم. متاسف هستم که بگویم خیلی ها در ایران علیرغم ادعاهای بزرگی که دارند و برخلاف پول های کلانی که از خارجی ها گرفتند هیچ قدمی برای مردم برنداشتند. متاسفم هستم که بگویم "یک ان جی او" توانسته پول کلانی به جیب بزند اما دریغ از یک کار کوچک. شرمنده هستم وقتی می بینم که خانم یا آقای x با تمام ادعاها هیچ کاری نکردند و از وضعیت به وجود آمده به نفع خود استفاده بردند. می بینم که این جا یک "یک ان جی او" برای خودش یک ملک بزرگ خریده است و ماه های گذشته نفع مادی بسیاری از اینجا برد اما دریغ از یک کار.
اما بم زنده است و درحال نفس کشیدن. دارد از جا بلند می شود. گرچه هنوز زخم های تنش خوب نشده است. دارد بلند می شود اما نه به اتکای بعضی از آدم های بی غیرتی که ادعای حقوق بشر آنها فلک را پرکرده بلکه به اتکای مردم خودش.
امروز سر کلاس ما دو نفر وضعیت ویژه داشتند. اول دختر خانمی بود که به علت زلزله دچار ضایعه نخاعی شده و تقریبا نصف بدنش فلج بود. و دوم پسر جوانی که زلزله و آوار پاهای او را قطع کرده بود. اینها از جمله خبرنگارانی بودند که در جلسه حضور داشتند و می خواستند خبرنویسی و شیوه های جدید آن را بیاموزند تا انتقال دهنده مشکلات افرادی همچون خودشان باشند .
وقتی از درآمد و حقوق آنها را پرسیدم گفتند که ماهیانه ۴ تا ۵ هزارتومان حقوق می گیرند. تازه اگر مطلبی از آنها چاپ شود. و گله داشتند از نشریات شهر یا منطقه که مدیر مسئول خبرها و دردهای مردم را منتشر نمی کند.....
دیشب که سه شنبه شب تهران باشه ، تلویزیون را که روشن کردم دیدم که آقای حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان مشغول صحبت کردن است. کنجکاو شدم ببینم چه می گوید. آرام آرام متوجه شدم از دوران گذشته سخن می گوید و از کسی که با او مراوده و جلسات بسیاری داشته است. متاسفانه اواخر برنامه بود. اما متوجه شدم که درباره آقای احسان طبری سخن می گوید و جلساتی که با او داشته. گفت او به من می گفت برادر حسین و من به علت این که ایشان بزرگتر از من بود و احترامش واجب بود ایشان را آقای دکتر صدا می زدم. از بازگشت احسان طبری از مارکسیست سخن می گفت. از این که طبری به برادر حسین گفته بود من خیلی ها را منحرف کردم و اکنون لازم است به آنها بگویم و متوجه شان کنم. از این که بنا به همین دلایل کتاب کژ راهه را نوشت و....
برادر شریعتمداری البته گفت که هیچ وقت بازجو نبوده و این افتخار در کارنامه او ثبت نشده است اما در قالب گفت وگو با دیگران جلساتی داشته است.
افسوس خوردم که چرا نتوانستم این گفت و گو را از ابتدا ببینم. به نظر من حسین شریعتمداری صرف نظر از اعتقادات و باورهای سیاسی اش یکی از بهترین سرمقاله نویسان ایران است. در عین حال شاید برخی نظرشان بر این باشد که گفته های آقای شریعتمداری درباره آقای طبری فاقد صحت است یا تمام حقیقت نیست. من کاری به این برداشت ها ندارم. به نظر من هم تلویزیون و هم حسین شریعتمداری کار جالب توجه ای کردند. خیلی از وقایع جمهوری اسلامی هنوز در ابهام است. خیلی از شخصیت ها هنوز واکاوی نشده اند. شناخته نشده اند. رفتارشان و سابقه آنها برای مردم پنهان است. خوب چه ایراد دارد تلویزیون با حفظ حرمت افراد این واکاوی را انجام دهد. الان که دست مطبوعات بسته است سیمای دولتی ایران می تواند این کار را به خوبی انجام دهد. یکی دو هفته پیش نیز آقای هاشمی به همین برنامه فوق العاده آمده بود و درباره وقایع اول انقلاب و جریان برکناری بنی صدر مفصل پرداخت. از این که آنها از همان ابتدا مخالف او بودند و نمی خواستند او رییس جمهور ایران شود و امام نظر دیگر داشت تا این که پرونده ها علیه بنی صدر زیاد شد و بر امام هم موضوع ثابت شد.
از قرار معلوم انتشار گزارش برنامه رادیو جوان درباره کیهان و آن انتقادات نیز بی اثر نبوده. چون مجری برنامه در پایان گفت که آقای شریعتمداری قول دادند در یک برنامه رادیویی هم درباره کیهان صحبت کنند. راستی از این آقای فرشید منافی مجری رادیو جوان هم خبری نیست. من که همیشه در ماشین رادیو گوش می کنم صدای این آقای منافی را چند روزیست نشنیده ام. آقای ضرغامی برادر محترم احوالی از نیروها و خبرنگاران و مجری های رادیو می گیرید؟ خبری از آنها دارید؟ حمایتشان که می کنید؟