
لازم است رئيسجمهور جاهايي ترمز را بكشد
گفتوگو با مهندس محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس هفتم در دفتر كار او در مجلس انجام شد. مصاحبه با تاخير انجام شد چراكه او چند جلسه داشت. قاليباف شهردار تهران آن روز براي اولينبار پس از تصدي مجدد شهرداري به مجلس آمده بود. جلسات ديگري نيز بود. باهنر را رئيس سياسي مجلس هفتم ناميدهاند. حتي از او به عنوان رئيس پشتپرده مجلس نام ميبرند گرچه او در اين گفتوگو تمام اينها را رد ميكند.او در ظاهر و عمل به شدت مدافع دولت آقاي احمدينژاد است. اما انتقاداتي را نيز بيان ميكند و دليل دفاع از دولت را نيز جايگاه فعلي خود ميداند و ميگويد اگر در جايگاه دبيركل جامعه اسلامي مهندسين بود، به گونه ديگري سخن ميگفت و عمل ميكرد.گفتوگو با مهندس باهنر در اولين روز انتشار همميهن انجام شد.
۱- روز اول انتشار روزنامه هم میهن با محمد رضا باهنر نایب رییس مجلس گفت و گو کردم. رضا معطریان عکسی جالب از او انداخت که در شماره چهارم روزنامه در صفحه اول چاپ شد و مصاحبه من نیز در صفحه سوم با تیتر " رییس جمهور گاهی باید ترمز دستی را بکشد " منتشر شد. او با دمپایی مقابل من نشست. رضا عکس مختلفی از باهنر گرفت و بعد که گفتیم عکس قدی لازم داریم بلند شد و کفش به پا کرد و نشست روی صندلی. به پاهای بی جوراب باهنر نگاه کنید!!

در شوک یک خبر : چگونه پدری دخترش را زنده به گور کرد
۲- هنوز در شوک خبری هستم که روز دوم در روزنامه چاپ کردیم :" پدری دخترش را زنده به گور کرد. " آنهایی که خبر را خوانده باشند می دانند که ماجرا اخیرا در یکی از شهرهای ایران رخ داده است .پدري برای این که دخترش پس از طلاق از شوهر اول ، با مرد ديگري خوابيده و از او صاحب يك دختر شده ، تصميم مي گيرد كه دختر خود را زنده به گور كند . پس به دخترش مي گويد كه چه مي خواهد بر سر او آورد. و شبي با او به بيابان مي رود. چاله را مي كند. دختر مي بيند كه پدر خسته شده به كمك او مي آيد و كمي از چاله را مي كند. بعد به خواست پدر در آن دراز مي كشد. و پدر خاك را روي او مي ريزد. پدر مي گفت : دخترم هيچ نگفت. التماس هم نكرد. تا خاك آرام آرام به روي صورت او رسيد. بعد دهان باز كرد و گفت :" بابا مواظب دخترم باش. او كسي را ندارد." پاهاي پدر سست مي شود اما ادامه مي دهد. و دختر را زنده به گور مي كند. و.....
هنوز هم در عصر حجر زندگي مي كنيم و ادعاي اين كه يك كشور فرهنگي هستيم گوش دنيا را كر كرده است. تمام زندگي ما ريشه در تعصب خشيكي دارد كه از دوران جاهليت آن را به ارث برده ايم و همواره بر دوش مي كشيم. بعد مي پرسيم چرا از دنيا عقب مانده ايم و دلايل آن چيست.
۱- روزنامه شرق از امروز منتشر شد.به تمام دوستانم که در شرق ماندند تبریک میگویم و امیدوارم شرق مانند گذشته همیشه چراغش پرفرغ باقی بماند. شرق نباید برای هیچ کسی تمام شود. گرچه برخی از آن رفتند و تجربه جدیدی را آغاز کردند اما این نمی بایست به معنای نادیدن شرق شود. روزنامه های همشهری ، شرق و هم ميهن هر سه از يك خانواده هستند. و مانند تمام خانواده هاي اصيل ايراني سليقه هاي متفاوت و بعضا اختلافات آشكار و پنهان دارند. اما در بدترين شرايط نيز برادر به برادر خنجر نمي زند و استخوان آن نمي جود. پدر بزرگ اين خانواده روزنامه همشهري است. در دامن خود فرزندي را پرورش داد كه تبلور آن را در شرق ديديم. اكنون هم ميهن از تمام تجربيات شيرين و تلخ شرق متولد مي شود و ميراث همشهري را با خود دارد. هم ميهن فرزندي است كه همچون شرق پيشين و جوان ، به دنبال ايده هاي ناب است. اين چشمه تازه جوشيدن را آغازيده. و اميد كه همچنان بجوشد و سيراب كند.
۲- تقريبا روزي نيست كه زودتر از ۱۲ شباز روزنامه بيرون بروم. كار بسيار است و به علت تعداد صفحات بالاي روزنامه تاخير زيادي در برخي بخش ها داريم.هم ميهن روزنامه ۴۰ صفحه اي است و طبعي است كه در روزهاي اول كمي تراكم كارها باعث اختلال شود.
۳- استقبال از روزنامه در دو شماره اول بي نظير بود. جه در سطح مردم كه مخاطبين اصلي ما هستند و چه در سطح نخبگان. تقريبا از ظهر تلفن ها شرع شد و خبر رسيد كه روزنامه در بسياري از دكه ها تمام شده است. البته در برخي از نقاط تهران خصوصا مناطق مركزي توزيع در اول وقت صورت نگرفته بود و خيلي ها به دنبال روزنامه بودند كه منتشر شده يا نه. با تجربه كار در بيش از بيست روزنامه معتبر و درجه يك ميگويم كه هميشه در ائوايل كار اين مشكلات وجود داشته و در هفته هاي اول اين مشكلات به سرعت برطرف ميشود.
۴- همچنان با عشق در هم ميهن كار ميكنيم و با ذوق روزنامه را ورق مي زنيم.
روز یک شنبه هم میهن منتشر می شود. آگهی آن از یکی دو روز پیش در برخی روزنامه ها منتشر شده است. محمد قوچانی سردبیر هم میهن نیز گفت و گویی با ایسنا کرده و خبر داده است که همميهن روزنامهاي مستقل و اصلاحطلب است كه وابستگي حزبي ندارد؛ گرچه صاحب امتياز و مدير مسوول آن دبير كل يك حزب است، اما مديريت، سياست و تحريريهي اين روزنامه بهطور مستقل عمل ميكند.
این روزها داریم صفحات آزمایشی را می بندیم تا شکل نهایی کار پیدا شود. با هر صفحه ای که می بندیم کلی ذوق می کنیم و از انتخاب جدیدمان ابراز رضایت می کنیم. تحریریه هم میهن زنده است و دارد نفس می کشد. جوانی از سر و روی آن می بارد و هر کس ایده جدیدی می دهد. کلی هیجان داریم. و البته انگار اولین بار است همه داریم کار روزنامه انجام می دهیم. چقدر نگرانیم و چقدر مشتاق این که روز یک شنبه برسد. قطعا خود ما از کله سحر منتظر توزیع روزنامه هستیم و قبل از این که به روزنامه برسیم آن را می خریم . ورق می زنیم . از اول تا آخر . باز انگار که خوب ندیده باشیم. از اول ورق می زنیم و تا صفحه آخر را مرور می کنیم. نه . باز دیدن دارد. مثل همیشه. مثل تمام روزهایی که روزنامه منتشر می کردیم. و خودمان از اولین خوانندگان آن بودیم. حس می کنم دوباره آن شوق بازگشته. لحظه دیدار نزدیک است. باز می لرزد دلم ، دستم. باز گويي در جهان ديگري هستم.
این عکس در مراسم استقبال رسمي احمدي نژاد از امامعلي رحمان،رييس جمهور تاجيكستان گرفته شده است.
روزنامه حيات نو خبر داد : نورالدين زرين كلك اخبار مربوط به اخراج خود از دانشگاه هنر دانشگاه تهران را كه در برخي سايتهاي خبري منتشر شده بود به تكذيب كرد.در يكي از سايتها، خبري مبني بر توهين و بياحتراميزرين كلك به يكي از دانشجويان محجبه دانشكده هنر منتشر شده بود. زرين كلك به خبرنگار تجسمي حيات نو گفت: ما درباره «مو» در كلاس بحثهايي داشتيم اما باقي اخبار منتشره را تكذيب ميكنم. ما در كلاسها پروژهاي را دنبال ميكنيم كه دانشجويان آزادند تصويرسازيهايي را درباره موضوع قيافهشناسي، طراحي چهره و اندامها انجام دهند. طبيعتا بحثهايي هم در كلاس مطرح ميشود.وي در خصوص خبر اخراجش از دانشگاه نيز گفت: تمام اينها را براي اولين بار است كه ميشنوم. به هر حال ما در رشته هنر آموزش ميدهيم و نه رشته رياضي. در اين رشته هم تصويرسازيهايي از اين قبيل وجود دارد و ممكن است گفتوگوهايي هم صورت بگيرد.
خبرگزاری جمهوری اسلامی، خبر ویژه خود را که برای کاربران خاص منتشر می کند، روی خروجی عمومی وب منتشر کرد. این خبر پس از انتشار طی ساعات اخیر به صورت گسترده ای در اینترنت منتشر شده است.
این خبرگزاری با خبری تحت عنوان: محرمانه - خودکشی مقابل ساختمان ریاست جمهوری، آورده است: مسئول روابط عمومي مركز فوريتهاي پزشكي (اورژانس) تهران گفت: يك مرد جوان بعدازظهرامروز (يكشنبه) مقابل ساختمان ارتباطات مردمي رياست جمهوري واقع در خيابان پاستور خودسوزي كرد. مهران عليپور" روز يكشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا مركز استان تهران،افزود: اين حادثه ساعت ۱۴و ۱۱دقيقه امروز روي داده است. وي افزود: پساز اين حادثه بلافاصله مصدوم بوسيله يك دستگاه آمبولانس به بيمارستان سوانح سوختگي شهيد مطهري تهران منتقل شد. بهگفته مسئول روابط عمومي مركز فوريتهاي پزشكي (اورژانس) تهران، حال عمومي مصدوم كه ۸۰درصد دچار سوختگي شد، وخيم گزارش شده است. بر پايه اين گزارش، هنوز از انگيزه و هويت فردي كه دست به خودسوزي زده گزارشي دريافت نشده است. ( اصل خبر )
امسال هیچ علاقه ای برای رفتن به نمایشگاه کتاب ندارم. هر بار که می خواهم به روزنامه بروم مجبورم از جلوی محل نمایشگاه رد شوم اما تا حالا برای این که سری به نمایشگاه بزنم رغبتی نداشته ام. اوایل فکر می کردم ترافیک سنگینی در اطراف مصلی بوجود می اید به همین خاطر از خیابان های دیگری به خانه می رفتم یا به روزنامه می امدم. اما بعدا دیدم که اصلا از ترافیک خبری نیست و می توانم بدون نگرانی از آنجا عبور کنم. کسانی که رفته بودند نیز خیلی حس خوبی نداشتند. نمایشگاه کتاب امسال ۲۰ ساله شد. اما هیچ شور وحالی برپا نیست.
۱- درباره روزنامه شرق نمی توانم حرف بزنم. تنها مي توانم بگويم كه پس از جدايي محمد قوچاني سردبير سابق شرق و محمد عطريانفر رييس شوراي سياست گذاري شرق از اين روزنامه ، من و عده ای از بچه های تحریریه شرق نيز از این روزنامه جدا شدیم و در روزنامه هم میهن مشغول به کار شدیم. دلایل مختلفی دارد. شاید روزی کسانی پیدا شوند داستان را روایت کنند. اما آنچه شخصا به من مربوط می شد این بود که محمد قوچانی روزنامه شرق را ترك كرد و من نيز دليلي براي ماندن در شرق بدون حضور او نمي ديدم. براي من بيشتر از آن كه لوگوي شرق اهميت داشته باشد رفاقتم با قوچاني ارزش دارد. اعتبار لوگوي يك روزنامه حاصل كار تيم و خلاقيت سردبير و اعضاي تحريريه است. و ما تلاش مي كنيم در هم ميهن بيشترين خلاقيت را به خرج دهيم و همچون گذشته بهترين مطالب را بنويسيم.
۲- خوشحالم كه روزنامه نگاران داراي ارج و قرب شده اند. مدت مديدي بود كه سياست مداران و سرمايه داران كه وارد كار انتشار روزنامه مي شدند، در نظرشان اهميت خبرنگاران و اعضاي تحريريه اندك بود. متاسفانه عدم انسجام صنفي نيز باعث تشديد اين موضوع بود. اكنون سه روزنامه احتياج به نيروي حرفه اي دارد. هم ميهن ، شرق و اعتماد روزنامه هايي هستند كه در تدارك جذب نيرو هستند. و اين بهترين فرصت براي خبرنگاران و گزارشگران است. فصل نقل و انتقال است. و براي اولين بار است كه همه به دنبال نيروهاي كيفي هستند. و چقدر خبرنگار و روزنامه نگار خوب و كيفي كم داريم.
۳- روزنامه هم ميهن را با عشق منتشر مي كنيم. پس منتظر يك اتفاق جديد در حوزه روزنامه نگاري باشيد.
در مدت چهار سال گذشته ، شوراي دوم تلاش كرد كه درهاي خود را ببندد تا اتفاقات شوراي اول تكرار نشود و اختلافات بيرون نزند. البته در شوراي اول آدم هايي چون اصغر زاده گويا ماموريت داشتند كه اصلاح طلب ها را به گند بكشند و اصلا اين موضوع گويا در دستور كارشان بوده. اما در شوراي دوم همه از يك ليست بالا امدند جز رسول خادم كه از ليست كارگزاران به شورا رفت. طبيعتا اختلافات كمتر بود و با اتخاذ سياست بستن درهاي شورا ، اختلافات از چشم خبرنگاران پنهان مي ماند.
اما در اين دوره به اعتراف نشريات وابسته به اصولگرايان دو اتفاق افتاد كه در دوره اصلاح طلبان سابقه نداشت. به روايت خودشان در دوره شهرداري آقاي احمدي نژاد ۳۵۰ ميليارد تومان غيب شده كه مي گويند سندي براي خرج شدن اين پول هنگفت وجود ندارد. روزنامه ايران نيز كه روزنامه دولت هست ، چند روز پيش خبر داد كه در دوره آقاي قاليباف ۳۳۰ ميليارد تومان تخلف صورت گرفته است. يعني در چهارسال شهرداري اصولگرايان معلوم نيست بر سر ۶۸۰ ميليارد تومان پول مردم چه آمده است. در مورد هر دو موضوع نيز اعضاي شوراي شهر دوره دوم صحبت كرده اند.
اين اخبار يا درست است و يا دروغ. اگر راست است چرا با مسببان و مفسدان برخورد نشده و اگر دورغ است مصداق تشويش اذهان عمومي است . چرا با اين روزنامه هاي اصولگرا ( كه عده اي وابسته به آقاي قاليباف هستند و عده اي به دولت نزديك هستند) برخورد نشده است ؟ تشويش اذهان عمومي فقط براي اصلاح طلبان و روزنامه هاي مستقل است ؟
۲- بعضی ها دنیاشون خیلی کوچیکه.

پارسال بود انگار که شوی لباسی در تهران برگزار شد و خبر آن نیز در روزنامه ها منتشر شد.
از قرار معلوم مجوزهای لازم را نیز کسب کرده بودند . چون با اعلام قبلی و با دعوت مردم کار را شروع کردند.
حتی گفته می شد که طراح لباس ها همان کسی است که قرار است لباس ملی را طراحی کند و اینها اتود و نمونه هایی از لباس ملی است.
الان که داستان مبارزه با بد حجابی رونق گرفته یاد آن روزها افتادم. داشتم فکر می کردم اگر خانم ها با این نوع آرایش و پوشش به خیابان بیایند آیا مورد تذکر ماموران نیروی انتظامی قرار می گیرند یا نه؟
دیروز ، طرفهای غروب داشتم رادیو گفت و گو را گوش می دادم. سالگرد تاسیس رادیو در ایران بود و میزگردی دراین باره برگزار شد . آقای محمد علی ابطحی خودمان به صورت تلفنی صحبت می کرد. میزگردی بود با حضور آقای خجسته مدیر رادیوی ایران ، اسماعیل میرفخرایی گوینده سابق رادیو و تلویزیون و محمد علی ابطحی که در سال های دور در رادیو مسئولیتی را عهده دار بود. صحبت ها خیلی کش دار بود تا این که آقای خجسته درباب تعریف از رادیوی جمهوری اسلامی ایران یک مرتبه گفت :" مدل رادیوی ما در دنیا قابل مقایسه با بی بی سی است." برق از چشمام پرید. بی بی سی؟ همین باعث شد که ابطحی....
۱- تسلیت می گم به فرید مدرسی عزیز که این روزها در غم از دست دادن پدر خانه نشین شده و دل غمین است. مرسوم است در این مواقع برای بازماندگان طلب طول عمر می کنند و برای آن رفته به ابدیت ، طلب مغفرت و آمرزش. حس فريد را درك مي كنم. و مي دانم از اين به بعد چقدر گمشده اش را اين جا و آنجا در خيال و واقعيت مي بيند و با او به وقت دلتنگي حرف مي زند. روحش شاد باد.

۲- شماره جدید هفته نامه شهروند منتشر شد. فکر می کنم که می تونید آن را در دکه های روزنامه فروشی به راحتی پیدا کنید. دو پرونده اصلی دارد: ایران - انگلیس و فیلم ۳۰۰ . در پاسخ به منتقدان لوگو خبر بدهم که قرار است لوگوی آن از شماره بعد تغییر کند.
۳- روزنامه های جدیدی در راه است. و خبرهای خوشی در انتظار روزنامه نگاران است. گرچه بهار خوبی نداشتیم اما سال پرترافیکی برای خبرنگاران در راه است.
۴- درخواست روزنامه نگاران از رييس قوه قضاييه براي رعايت حقوق شهروندي علي فرحبخش( نامه روزنامه نگاران )
۵- این گزارش تحلیلی بود که برای روزنامه اعتماد ملی نوشتم و امروز چاپ شد:

شكل گيري دو ائتلاف سياسي براي انتخاب يك شهردار
رقابت براي تعيين شهردار تهران بين گروههاي سياسي شدت گرفته است. اواخر هفته كذشته دو ائتلاف بين گروهها و شخصيتهاي ذينفوذ براي تعيين شهردار آتي تهران شكل گرفت. از يك سو جناح راست با محوريت محمدرضا باهنر و حبيبا... عسگراولادي با محمود احمدينژاد رئيسجمهور ايران به ائتلاف رسيدند تا فردي غير از محمدباقر قاليباف را براي تهران تعيين كنند و از ديگر سو نشانههاي آشكاري وجود دارد كه اصلاحطلبان به كمك حاميان محمدباقر قاليباف ميآيند تا تصدي او را بر شهر تهران تداوم بخشند...( متن کامل)