تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

حتما خبر دارید که نمایندگان مجلس ایران خواستار عزل دو تن از اعضای کابینه آقای احمدی نژاد شده اند: اسنفدیار رحیم مشایی و علی کردان. درباره کردان نظرم را نوشتم اما درباره رحیم مشایی

شاید در نگاه اول خیلی عجیبه که یک مدیر ارشد در جمهوری اسلامی درباره مردم اسراییل از در دوستی سخن بگوید و به رغم فشار اصولگراها همچنان ست و محکم سرجای خود بنشیند. چرا این طور است؟

به نظرم آقای رحیم مشایی این روزها خیلی تحت فشار است اما او حامل یک ماموریت از سوی آقای احمدی نژاد است. در واقع به کمک احمدی نژاد آمده است تا اظهارات گذشته او درباره افسانه بودن هولوکاست و حذف اسراییل از روز نقشه جهانی را پاک کند.

پیشتر گفته بودم که آقای احمدی نژاد به دوره دوم ریاست جمهوری خود می اندیشد و به دنبال ابزارهایی است که این عمل را محقق کند. به همین خاطر از مشایی کمک می گیرد. اولا مشایی پدر عروس محمود احمدی نژاد است. یک نسبت فامیلی موثر. دوم او توانسته در این سالها نقشی برای خود تعریف کند که جدا از تندروی های کسانی مانند ثمره هاشمی و الهام و زری بافان است. سابقه متفاوتی نیز دارد. اعم از شرکت در مراسم رقص و آواز در خارج از ایران که سایت ها منتشر کردند تا دیدار با جک استراو در همان اوایل مسئولیت. 

به همین دلیل است که او اصلا سخن خود را پس نمی گیرد بلکه بر روی آن پافشاری هم می کند. چون نه این سخنان او نیست سخنان احمدی نژاد است که دارد از سوی معاون خود برای قدرتمندان جهان پیام می فرستد. این را می توان گره زد به سکوت احمدی نژاد درباره اظهارات مشایی و نیز تلطیف سخنان خود درباره آمریکا و اسراییل. مدتهاست که رییس جمهور ایران دیگر سخن تندی درباره اسراییل نگفته و آمریکا را ننواخته است. ضمن آنکه تلاش کرده از طریق لابی گرانی مانند هوشنگ امیر احمدی دفتر حفاظت از منافع آمریکا در تهران را راه اندازی کند.

محمود خان احمدی نژاد به فکر ریاست جمهوری سال بعد است و این سکوت و لبخند به قدرتمندان جهان تاکتیک اوست نه استراتژی اش. اگر او رییس جمهور آینده شود دوباره سخنان پیش آغاز می شود و برای جبران بلکه تندتر نیز گفته می شود. اما اکنون تا انتخابات ریاست جمهوری او نرم و نرم تر می شود.

Posted by اکبر منتجبی @ 14:48 |

1
اگرچه آقاي كردان وزير كشور اين روزها به علت مدرك دكترايي كه به مجلس ارايه كرده بسيار تحت فشار است و برخي از عزل و بركناري و استيضاح او سخن مي گويند اما خروج او را از كابينه بعيد مي دانم. به نظرم كردان ماندني خواهد شد. انتخاب او حاصل لابي احمدي نژاد با علي لاريجاني است. پس دو حامي بزرگ دارد. دو تشكيلاتي كه مي توانند از او مقابل فشارها حمايت كنند. احمدي نژاد قدم اول را برداشت و گفت كه براي خدمتگزاري نيازي به اين كاغذ پاره ها ( مدرك دانشگاهي ) ندارد.
2
به نظرم آقاي كردان بازي خورد. بازي يك آدمي كه به او چند سال پيش وعده مدرك دانشگاهي آكسفورد را داده بود. گمان مي كنم فردي با طمع كسب در آمد آمده به كردان وعده مدرك دانشگاهي داده و از او نيز پول كلاني گرفته است. كردان نيز باورش بر اين بوده كه مدرك درست است و بابت پولي كه مي دهد نامش در اسناد آكسفورد ثبت مي شود. اگر كمي تحقيق مي كرد نه امروز آبرويش مي رفت و نه پولي از جيبش مي رفت.
3
ايراد برخي مردان جمهوري اسلامي اين است كه شهامت عذرخواهي در برابر اشتباهات خود را ندارند. اين ايراد در كردان وجود دارد و خود را نشان داد. او مي توانست عذر خواهي كند و به نشانه عذر خواهي از سمت خود استعفا دهد. مطمئنا اگر امروز متضرر شود در آينده توشه اي پراز اعتبار و اطمينان براي خود خواهد داشت. اصولگرايي خود را نيز به اثبات رسانده است در حالي كه آنچه اكنون تصوير مي شود ناتواني مردي است كه بر واقعيت چشم بسته و مي خواهد وزير كشور شود.
4
فيلتر كردن سايت الف نه تنها پسنديده نبود بلكه نشانه ديگري است از ناتواني در ارايه جواب. اين اتفاق دقيقا دو سه روز بعد از اين احمدي نژاد اعلام كرد كه دستگاه هاي دولتي از رسانه اي شكايت نكنند ، اتفاق افتاد. يعني دولت به سخن رييس خود نيز پاي بند نيست و ارزشي براي آن اعلام مي شود قايل نيست.
5
فكر به طرز عجيبي داستان رحيم مشايي و كردان به هم وصل مي شود. در ظاهر امر گويا يك موضوع مشترك است. دو عضو كابينه آقاي احمدي نژاد تحت فشار هستند. اما حس مي كنم ماجرايي ديگر در حال رخ دادن است.

Posted by اکبر منتجبی @ 21:22 |
يادداشتي كه امروز در هفته نامه شهروند امروز منتشر شد:

در گرماگرم دعوت از سیدمحمد خاتمی رییس جمهور پیشین برای شرکت در رقابت های دوره دهم ریاست جمهوری، محمدرضا عارف که پیشتر نامزدی خود را اعلام کرده بود، ستادهای تبلیغاتی خود را راه اندازی کرد و مشغول فعالیت شد. این در حالی است که دو تن از اعضای بلند پایه بنیاد باران نیز در این راه با او همدم شدند و ریاست ستادهای عارف را بر عهده گرفتند. مرتضی حاجی و احمد مسجد جامعی که یکی وزیر سابق آموزش و پرورش و رییس انجمن اصلاحات است و دیگر وزیر سابق ارشاد و عضو شورای شهر تهران، دست در دست محمد رضا عارف، مثلث جدیدی را در جبهه اصلاحات تشکیل داده اند که می تواند تعبیری باشد از عدم حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات ....


ادامه مطلب
Posted by اکبر منتجبی @ 18:18 |

يادداشتي كه براي ماهنامه اي كه روزنامه دنياي اقتصاد منتشر مي كرد و ديروز توقيف شد ، نوشتم:

1- چند روز پیش در حال بازنویسی دفتر تلفنم بودم که بعد از سالها فرسوده شده بود. به دوستان روزنامه‌نگارم که می رسیدم نامشان را قلم می کشیدم  : «او که رفت بی بی سی. این يك نيز انگاري در اروپاست. این هم که روزنامه‌نگاری را رها کرد و كاسب شد. راستی حسین کجاست خیلی وقته که از او بی خبریم. او هم كه رفته استرالیا....» و به همین ترتیب نام یک به یک آنها را قلم کشیدم و نام روزنامه‌نگاران جدیدی را جایگزین کردم که کمتر آنها را می شناختم و می شناسم. که یعنی روزنامه‌نگاری نمرده است. اگرچه دوستانم یک به یک این شغل ( واقعا این شغل است؟) رها کرده اند.

 2 - دیروزتر در انجمن روزنامه‌نگاران (که این روزها برخی به زور تابلوی آن را پایین می کشند) جشنی برای یک دوست برگزار شده بود. دوستی که چند سالی است سایه به سایه اش کار می کنم. متنی در رثای روزنامه‌نگاری و مصایب آن در سرزمین پدری خواند که با بغض فروخورده همه به پایان رسید. که یعنی روزنامه‌نگاری نمرده اگرچه ما را به مسلخ می برند هربار.

 3 - و من نمی دانم در طول این همه سال چگونه مانده ام دراین حرفه که آوار هر روزه بر سرش هموار می شود. چگونه می توانم نفس بکشم در حالی که نفسی برای ما باقی نمانده است. که هر روز باید خبر مرگ یک روزنامه را بشنوم و مرگ دوستی را در گوشه ای از ایران. در بی خبری محض.

4 - مدتها پیش یکی از بهترین سردبیرانی که داشتم بهم گفت: «خوشبختی یعنی پول و تندرستی» دیدم که نه من خوشبختم و نه دوستانم. که در این حرفه نه پولی هست و نه سلامتی روان و تن. پس ما چرا روزنامه‌نگار مانده ایم در حالی که نه سلامتی را برای ما می خواهند و نه پاداشی برای ما در نظر دارند؟

 5 - اما در این ساله ها روزنامه‌نگار مانده ایم در حالی که می توانستیم شغل دیگری اختیار کنیم و از سرمایه ای که برای زندگی لازم است برخوردار باشیم. چرا؟ نمی توانم جوابی برای آن بیابم. گریز دارم از پاسخی برای کلیشه که «برای خدمت به خلق... سربلندی کشورم.... مردمم.... » کار میکنم.

 6 - روزنامه‌نگار مانده ام با تمام هراس ها و تهدیدها و دلتنگی ها. بی آن که فرصتی برای اندیشیدن داشته باشم. که چرا مانده ام. که چرا برنده شده ام در حالی که بازنده ام. که چرا ایرانم را ترک نکردم برای این که زندگی کنم. که چرا نفس می کشم در حالی که نفس روزنامه ها به شمارش افتاده است. که نویسنده ام، در حالی که کاغدی برای نوشتن در این ملک پیدا نمی شود. کاغذ حکم کیماست و قلم پاک نایاب. حرفه ام را دوست دارم و عاشقانه می نویسم. فرصتی نیست. می نویسم. و دوباره می نویسم. و دوباره.

Posted by اکبر منتجبی @ 7:24 |

یادداشتی که امروز در اعتماد ملی منتشر شد:

 

شايد براي خيلي‌ها جاي تعجب داشت كه چرا وزراي پيشنهادي آقاي احمدي‌نژاد توانستند به‌رغم مخالفت كساني مانند آقاي روح‌الله حسينيان يا علي مطهري كه مدافع دولت هستند، راي اعتماد بگيرند و در قامت وزير از اين به بعد خودنمايي كنند. ‌پنهان نيست كه احمدي‌نژاد يك كنشگر سياسي است؛ كسي كه تلا‌ش دارد در قدرت بماند. ماندن در قدرت انگيزه مي‌خواهد. يكي سوداي ثروت دارد، ديگري سوداي خدمت دارد و آن يكي سوداي قدرتگري. انگيزه احمدي‌نژاد به عنوان يك عنصر سياسي در خوشبينانه‌ترين حالت خدمت است.

 

در بيان علت آن نيز بايد تاكيد داشت كه بدبيني مفرط او و حاميانش به سلسله مديران سابق و بعضا فعلي جمهوري اسلا‌مي باعث مي‌شود كه آنها با اصرار و ابرام خود را به دايره قدرت بچسبانند و خدمتگزار واقعي مردم نشان دهند.

 

اما اين داستان تنها سه سال خودنمايي كرد. در واقع جرياني- كه من به آن راست دولتي مي‌گويم- تلا‌ش داشت اصولگرايي را به نام خود مصادره كند و بعد خود را نماينده نظام و حاكميت نشان دهد اما توان اجراي چنين تئوري‌اي را نداشت و اكنون در سال سوم، اين جريان شديدا به فكر لا‌بي كردن افتاده است. لا‌بي با لا‌ريجاني، لا‌بي با راست سنتي، لا‌بي با ايرانيان خارج از كشور و كساني مانند هوشنگ امير احمدي. چرا كه لا‌زم مي‌دانند در دور بعد نيز آراي لا‌زم را به لحاظ تشكيلا‌تي از آن خود كنند. ‌   

 

از همين رو است كه به رغم انتقادات شفاف، مجبور هستند از مواضع خود عدول كنند، عقب بنشينند و سپس خلا‌ف آنچه شعار مي‌دادند عمل كنند. همين است كه فرياد كساني مانند روح‌الله حسينيان بلند مي‌شود و آنها به رفتار احمدي‌نژاد اعتراض مي‌كنند كه اين كارها و افراد چه و كه هستند كه او به دور از دايره آنها را انتخاب مي‌كند. ‌   

 

از همين زاويه فكر مي‌كنم كه احمدي‌نژاد نشان داده تا كنون تحت تاثير دو گروه بوده؛ گاه حلقه اول و گاه حلقه دوم رفتار او را مديريت مي‌كردند. حلقه اول كساني مانند ثمره‌هاشمي، الهام، زريبافان و غيره هستند و حلقه دوم متشكل از افرادي مانند رحيم مشايي، رحيمي ( معاون پارلماني ) و باهنر است. تا پيش از اين حلقه اول، محور بود. اما مدتي است كه لا‌بي گروه دوم بسيار قوي‌تر از رقيبان ظاهر شده است. مذاكره با آمريكا و دفتر حفاظت از منافع آمريكا در ايران و معرفي افرادي مانند كردان، نشانگر اين است كه احمدي‌نژاد به آينده خود بيش از گذشته مي‌انديشد. او اكنون سياسي و لا‌بي‌گر شده و تلا‌ش دارد از اين طريق تشكيلا‌تي را پشت سر خود فراهم آورد تا از او در انتخابات رياست‌جمهوري حمايت كنند. لذا بعيد نيست كه رفته رفته و با تمركز اصلا‌ح‌طلبان بر يك نامزد واحد، احمدي‌نژاد فاصله خود را با نيروهايي كه يك زمان آنها را زخمي كرد و از دولت تاراند كم شود. گرچه بعيد است راست‌سنتي از يك سوراخ دوبار گزيده شود. ‌

Posted by اکبر منتجبی @ 17:56 |

راستی چرا همه چیز گران می شود جز قیمت مواد مخدر؟ پشت آن چه کسی خوابیده است؟ نزدیک به ۳۰ سال است که با این پدیده در درجات مختلف مبارزه می شود. هر ساله چندین هزار تن مواد مخدر کشف می شود و به آتش کشیده می شود اما باز به رغم این اتفاقات نه تنها قیمت های انواع مواد کاهش نمی یابد بلکه دامنه فراگیری آن افزایش می یابد. خیلی عجیبه . نان گران شد و مواد ارزان ماند. چه کسانی در پی بیمار کردن بچه های این کشور هستند و با چه پشتوانه ای؟

Posted by اکبر منتجبی @ 19:52 |

 مطلبی برای شهروند امروز

اين روزها علي‌اكبر ناطق‌نوري، روحاني بلندپايه اصولگرا، در انديشه هدايت انتخابات رياست‌جمهوري به سوي يك فرد معتدل، براي تشكيل «دولت ملي» است. او در نظر دارد كه با جمعي از اصولگرايان اصيل و اصلاح‌طلبان معتدل، لويي جرگه‌اي تشكيل دهد تا از آن طريق انتخابات رياست‌جمهوري سال آينده را مديريت و آن را از وضعيت فعلي كه يك جريان تندرو آن را به دست گرفته، خارج كند. اين چنين است كه ناطق‌نوري در تماس و ديدار با اكبر هاشمي‌رفسنجاني، سيدمحمد خاتمي و مهدي كروبي از راز دل خود پرده برداشته و دريافته كه آنان نيز نگران سرنوشت و آينده كشور هستند و حاضرند جبهه نجات ملي تشكيل دهند. از قرار معلوم در ايام تعطيلات عيدنوروز، خاتمي و ناطق‌نوري، هر دو به يك سفر مشترك مي‌روند. براي ....


ادامه مطلب
Posted by اکبر منتجبی @ 17:3 |
رسما اعلام شد که   "میان معاون دانشجویی دانشگاه زنجان و دختر دانشجو صیغه محرمیت جاری شده است! " ( منبع : خبرگزاری ایسنا )

خدایا به همه ما رحم کن!!!

 

 

Posted by اکبر منتجبی @ 16:25 |

1- كانديداي جديد اصولگرايان: سيد عزت‌الله ضرغامي‌

اين روزها از اردوگاه اصلاح‌طلبان خبر مي‌رسد كه سيد عزت‌الله ضرغامي‌رييس سازمان صداو سيما در تدارك آن است تا سال ديگر نامزد انتخابات رياست جمهوري شود. گويا او با برخي از كساني كه در دايره او قرار دارند مشورت‌هايي نيز كرده و نظر كساني مانند علی دارابی معاون پارلمانی خود كه نيروهاي جمعيت ايثارگران بود، پرسيده است. ضرغامي‌خود نيز از سمپات‌هاي جمعيت ايثارگران است. اگرچه گفته است مي‌خواهد به صورت منفرد در انتخابات شركت كند اما...   ( اصل مطلب )

 

2- اخم ها باز مي شود؟

«مي‌توان رفتار خوب داشت و بايد يك مقدار رفتار اصلاح شود. ما خوشحال نيستم از اين مساله اما آنها هيچ‌وقت اصلاح نمي‌كنند.»اين جمله ناقص، بياني از محمود احمدي‌نژاد در جمع اعضاي شوراي روابط خارجي ايالات متحده آمريكا است. ناخرسندي او از اين است كه ايران و ‌آمريكا رابطه‌اي ندارند و علتش نيز اين است كه آمريكا خود را «اصلاح» نكرده است...آيا در پس پرده، اتفاق ديگري در شرف وقوع است؟ براي توضيح اين نكته لازم است، نگاهي به تحولات اين چند هفته اخير داشته باشيم.     ( اصل مطلب )

 

3- گفتگو با عباس ملکی دیپلمات اصولگرا

عباس ملكي رئيس مركز مطالعات بين‌المللي درياي خزر است اما بيش از اينكه رئيس چنين مركزي باشد، ديپلمات برجسته و پيچيده‌اي است كه در تمام طول سال‌هاي گذشته در حوزه سياست خارجي بي‌آنكه نام خود را رسانه‌اي كند به فعاليت مشغول است. او از جمله مديران و بلكه نزديكان ارشد علي‌اكبر ولايتي وزير سابق خارجه ايران است، كسي كه توانست اعتماد ولايتي را جلب كند و نقش‌آفرين قطعنامه 598 باشد. در نشريات انگليسي‌زبان از عباس ملكي به عنوان يكي از لابي‌گران ايران در ماجراي روابط ايران و آمريكا نام برده مي‌شود. حتي برخي از سايت‌هاي داخلي نيز به نقل از نشريات انگليسي خبر دادند كه ملكي نماينده ايران در بوستون آمريكا شده است. اين اواخر نيز نام عباس ملكي بيش از پيش مطرح شد و او را يكي از سه نماينده ايران خواندند كه به ديدار مقامات آمريكايي رفته و با آنها مشغول مذاكره است. اما ملكي تمام اين مواد را رد و تاكيد مي‌كند تاكنون با هيچ مقام آمريكايي ديدار نداشته و مذاكراتي نيز در خصوص گشايش دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران انجام نداده است. گفت‌وگو با او حول محور مناسبات ايران و آمريكا و طرح گشايش دفتر حفاظ منافع آمريكا صورت گرفت.  ( اصل مطلب )

Posted by اکبر منتجبی @ 13:41 |