تبليغاتX
.: اکبر منتجبی :.

الان خبر رسيد كه از وزارت ارشاد تماس گرفتند و گفتند كه هفته نامه نيم روز را منتشر نكنيد. ظاهرا عليرضا ملكيان معاونت مطيوعاتي تلفني زده است به آقاي محمد جواد حق شناس كه نيم روز را منتشر نكنيد چون لغو امتياز شده است. دليل اين امر هم گويا اين است كه اين هفته نامه در سال 86 نامنظم منتشر شده و در سال 87 منظم چاپ شده است. جالب است در سالي كه نامنظم چاپ شده كاري نداشتند. در سال 87 هم 8 ماه منظم چاپ شده و آقايان واكنش نشان نداده اند. حالا يك مرتبه بعد از 9 ماه يادشان افتاده اين نشريه در سال پيش نامنظم منتشر مي شده خوبه كه لغو امتيازش كنيم. تازه هيات نظارت نيز اين هفته تشكيل نشده و آقاي ملكيان به حق شناس گفته است كه اين مكالمه تلفني را به مثابه حكم تلقي كنيد. عجب.

تا جايي كه من خبر داشتم و مي دانم نيم روز در استان بوشهر منظم منتشر مي شد و شماره آخر آن در آبان ماه نيز منتشر شده است. از آن تاريخ تاكنون چند شماره ديگر نيز منتشر شده كه همين هفته گذشته برخي شماره ها را براي هيات نظارت ارسال كردند و آنها نيز اعلام وصول كردند. ظواهر قانوني همه رعايت شده است . هر نشريه نيز تا 6 ماه مي تواند انتشار خود را به تاخير بيندازد كه اين از مدت براي نيم روز استفاده نشد. اما دوستان گويا مي خواهند اعلام كنند كه برخي از روزنامه نگاراني كه شرافتمندانه در اين آب و خاك كار مي كنند، امكان فعاليت ندارند. چرا چون تمجيد اين و آن را نمي گويند. براي اين كه نمي خواهند سياهي لشگر دولت و برخي احزاب باشند. ما چوب مستقل بودن خودمان را مي خوريم. و استقلال هزينه دارد. اما دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نگشت / دائما يكسان نماند حال دوران غم مخور.


Posted by اکبر منتجبی @ 15:42 |

























Posted by اکبر منتجبی @ 14:13 |

نيم روز كساني كه سابقه راه اندازي يك نشريه را دارند مي دانند كه چقدر استرس و انرژي از آدم گرفته مي شود تا يك نشريه متولد شود. هفته هاي اول از يك طرف پر از هيجان است و از طرف ديگر زحمت زياد. يادمه نمي رود كه وقتي درحال راه اندازي روزنامه هم ميهن بوديم چه شوق و ذوقي داشتيم و با يك طرح كه در اجرا زيبايي دوچندان مي يافت چقدر ذوق مي كرديم. يا هنگامي كه يك عكس خوب مي ديديم يا به يك آيتم جديد مي رسيديم چقدر ذوق مي كرديم كه اين مي تونه مثلا گل كند. هميشه شروع يك نشريه سخت ترين كار آن نشريه محسوب مي شود. مخصوصا در كشور هايي كه نشريات دولتي از هر گونه امكاناتي برخوردارند ، نرزونامه يا هفته نامه اي  كه بخواهد مستقل از دولت و بدون چشم داشت به كمك هاي آن روي پاي خود بايستد، متحمل سختي هاي زيادي است.

اين سخنان بهانه اي بود تا بگويم كه قرار است به زودي هفته نامه اي با نام " نيم روز " منتشر شود. اگر خدا بخواهد و هيچ مشكلي براي آن پيش نيايد، از هفته آينده منتشر مي شود. از اين هفته من در اين نشريه كار مي كنم.برخي از بچه هاي شهروند امروز نيز در اين مجموعه هستند برخي هم نيستند. انشا الله بتوانيم كار درخور توجه اي منتشر كنيم. كماكان در حوزه سياسي و داستان انتخابات رياست جمهوري مطلب مي نويسم و طبيعتا از پيشنهادي كه بتواند به ما كمك كند استفاده مي كنيم. 

نکته: دوستانی که پرسیده اند که آیا محمد قوچانی سردبیر این هفته نامه است یا نه باید ذکر کنم که بله. نیم روز با سردبیری محمد قوچانی منتشر می شود 

Posted by اکبر منتجبی @ 15:12 |

گردهمایی کارگزاران چند روز پیش برگزار شد. بخاطر رفاقتی که با برخی از اعضای این حزب سیاسی دارم دو روزی را که این گردهمایی برگزار شد رفتم. انصافا جوانان حزب تلاش خوبی برای اجرای برنامه داشتند. اما جالب ترین قسمت آن مهمانانی بودند که به این گردهمایی آمدند. متاسفانه نتوانستم از همه یا کسانی که آمدند عکس بگیرند اما در روز پایانی چندتا عکس گرفتم.

آقای محقق داماد. به دعوت شخصی آقای کرباسچی آمده بود و سخن خود را به جهلی که جامعه را فرگرفته اختصاص داد. تاکید داشت که در کنار سازندگی باید با جهل مبارزه کرد و می گفت بسیاری از این جهل مردم سو استفاده کردند و می کنند.

جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل جهل

هر چه می کشیم از همین جهل است

 

 

 

 

آقای یاسر خمینی . چندکلامی بیرون از تالار با هم صحبت کردیم. درباره شهروند. جای خالی حسن آقا خمینی را پرکرده بود.


 

  

روز پرفروغ آقای کروبی. در این روز چندتا عکس کنار کرباسچی گرفت تا پیامی را به دیگران ارسال کند. در ضمن اولتیماتومی هم داد به آقای خاتمی و دیگر نامزد ها که اگر می خواهید بیایید باید تا ۲۰ آذر اعلام آمادگی کنید چون اگر رویه را به هم بزنید من دیگر به نفع کسی کنار نمی کشم.

 

 

 

 

 

 

آقای سرحدی زاده که روزهای خوشی ندارد. البته اینجا معلوم نیست که بهزاد نبوی در گوش او چه می گوید؟ کسی می داند؟ 

 

 

 

 

 

 

 

  

 بهزاد البته از صحبت های کرباسچی درباب وحدت ملی خیلی خوشش نیامد. اتفاقا زمانی که از در سالن خارج در گوش کرباسچی یک چیزهایی گفت که بهتر خود آقای کرباسچی در این باره حرف بزند.در بیرون از سالن یکی از نیرو های شهرستان جلوی بهزاد را گرفت و با داد و هوار گفت مدیون هستی که ائتلاف را بشکنی . به خدا شرایط سختی است . و به او یادآور شد که خدا از کسانی که می توانند کاری بکنند و نمی کنند نمی گذرد.

 

 

 
البته آقای محسن آرمین هم که در طول برنامه کنار آقای نبوی نشسته بود چندان از سخنان کرباسچی خوشش نیامد. در پایان هم خداحافظی خشک و خالی ای کرد و رفت.البته خیلی ها از بحث وحدت ملی خوششان نیامد. تندروهای راست هم از این پیشنهاد خوششان نیامد و برادر حسین شریعتمداری در روزنامه خودش ( کیهان) چیزهایی در این باره نوشت. به نظر شما عجیب نیست که مواضع چپی ها و راست ها رادیکال با هم یکی شده است ؟ واقعا چرا؟ تئوری وحدت ملی مگر چه چیزی را دنبال می کند؟  وحشت از تئوری وحدت ملی به این خاطر است که در واقع شعار " نه خاتمی نه احمدی نژاد " را دنبال می کند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 

اما آقای مهدی هاشمی را در کنار آقای تاج زاده می بینید. در طول برنامه آقا مصطفی تاج زاده چندین بار در گوش مهدی صحبت کرد و مهدی هاشمی سرش را تکان داد. وقتی کرباسچی از اصلاح طلبان انتقاد کرد و بعد بحث دولت وحدت ملی را مطرح کرد تاج زاده پای راست خود را به صورت تیک عصبی تکان می داد. یکی از دوستان گفت: تاج زاده را ببین. با این حال خیلی علاقمند بودم بدانم که تاج زاده چه چیزی به مهدی می گفت . بیرون از سالن اما چیز دیگری هم دیدم .

 

 

دیدم آقای ابطحی و مهدی هاشمی دارند با هم صحبت می کنند. به شوخی به ابطحی گفتم صیاد در دام افتاد و عکس گرفتم. دیگر از مهدی هاشمی نپرسیدم که چه خبر . معلوم بود که درباره چی صحبت می کردند. انتخابات و هاشمی رفسنجانی.

 

 


برادر مهران کرمی سردبیر روزنامه کارگزاران. که از جمله مردان نیک و صبور روزگار است. از آزاد اندیشی او همین بس که در روزنامه حزبی کارگزاران صدای همه شنیده می شود و حتی در روزی که کنگره کارگزاران برگزار شد این روزنامه ویژه نامه ای نیز درباره حزب مشارکت منتشر کرد.

 

 

 

 

 

Posted by اکبر منتجبی @ 19:3 |

در طول این سالها این جمله را بسیار شنیده ایم که "میزان رای ملت است". می گویند که امام خمینی بیان کننده این جمله بوده و در طول این همه سال، شخصیت های ریز و درشتی در کلام یا در مقام نفی یک منکر یا تایید یک معروف بر این جمله تاکید داشته و چنین گفته اند که امام چنین سخنی را برای تایید و بلکه تاکید رای مردم گفته اند. اما چرا هیچ کس نمی گوید این سخن ارزشمند بنیانگذار انقلاب ایران در چه زمانی و چه مقطعی بیان شده است؟

بزرگی اذعان داشت که باید تنها و تنها همین جمله و نکته را جا بیندازیم که میزان رای مردم است و لاغیر.  

اما برای من پرسشی باقی است که : امام در چه زمانی این جمله را گفته اند؟ آیا درخصوص واقعه خاصی آن را بیان کرده اند؟ آیا خطابشان به نمایندگان ملت بوده ؟ به دولتی ها بوده ؟ امام در چه سالی و چه اتفاقی این جمله را که پرچم تمام این سالهای گوشه نشینی چپ ها مسلمان بوده بیان کرده اند؟  

و چرا کسی توضیحی از این باب نمی دهد؟ علاقمندم بزرگانی مانند آقای خوئینی ها ، آقای کروبی ، آقای خاتمی ، مهندس میرحسین موسوی ، آقای هاشمی رفسنجانی و تمام کسانی در آن سال ها یار امام و از نزدیکان ایشان بودند توضیح دهند که آیا به یاد دارند این جمله طلایی امام درچه زمان و چه واقعه ای بیان شده است؟

آیا این یک جمله تکلیفی است؟ آیا حکم شرعی حاکم فقیه وقت است که برای تمام عرصه ها و دوران ها بیان شده است؟

اساسا چنین جمله ای خطابش به کیست؟ و مهمتر آن که این " میزان رای " چه مقطعی را شامل می شود؟ قبل از تعیین و احراز صلاحیت ها ؟ پس از آن ؟ و آیا زمانی که ملتی به شخصی رای دادند نباید دیگرانی که به آن فرد یا افراد رای ندادند از وی خرده بگیرند؟

فکر می کنم هنوز این جمله برای بسیاری تبیین نشده. اشکالی که به همه ما وارد است اینست که باید بدانیم شان نزول برخی سخنان چیست و بیاییم آن را برای کسانی که نمی دانند توضیح دهیم. این ایراد ماست که کلامی را بارها و بارها ، سالها و سالها استفاده می کنیم بی آن که برای نسل کنونی یادآور شویم شان نزول آن سخنان چه بوده است. باید یکبار دیگر به آرا امام باز گردیم و بزرگان برای ما توضیح دهند که چرا آن سخنان ایراد شد.

Posted by اکبر منتجبی @ 0:30 |