
پس باید فضا را برای ورود میرحسین آماده کرد. من از اولین کسانی بودم که در همین وبلاگ و قبل تر از آن در شهروند امروز خبر از آن دادم که میر حسین می آید و خودم نیز از این حضور و ورود استقبال کردم. اکنون آنخواسته به واقعیت نزدیک تر شده است.
نکته دیگر آن که امیدوارم آقای خاتمی شرایط را بسنجند و تحت تاثیر اطرافیان خود تصمیم نگیرند. در این ماههای گذشته تصمیمات ایشان نشان دهنده این است که انچه اطرافیان می خواستند انجام شده است. مثلا قبلا آقای کروبی به ایشان یام داده بود که اگر می خواهید بیایید حتما تا آذر ماه اعلام کنید. اما اطرافیان آقای خاتمی نمیخواستند به خواسته جواب مثبت بدهند. آقای خاتمی نیز در جلسات مختلف اذعان می کردندکه هنوز به جمع بندی نرسیده اند. تا بهمن ماه رسید. در این میان اطرافیان ایشان تاکید داشتند که آقای خاتمی اعلام نامزدی کنند. هم مجمع روحانیون و هم مشارکت و سازمان. خوب آقای خاتمی نیز اول ماجرای مهندس میرحسین را پیش کشید و بعد خودشان با اعلام این که مهندس در " تردید " است از " تدبیر " خود سخن گفتند پا به عرصه گذاشتند.
به عبارت ساده تر می توان تصور کرد که آقای خاتمی از قبل نیز تصمیم داشته که در بهمن ماه اعلام نامزدی کند. چرا که در دوگانه خاتمی - کروبی ، ایشان ( خاتمی ) نمی خواهد نامزدی خود را زودهنگام اعلام کند و در دوگانه خاتمی - میرحسین، آقای خاتمی می گوید مردم منتظر هستند نمی توان آنها را معطل نگه داشت. اگر میزان مردم هستند که آذر ماه نیز می شد اعلام نامزدی کرد و آنها را معطل نکرد. اگر میزان تردیدمهندس است که خود شما نیز تردید داشتید. پس لازم بود که به دیگران نیز فرصت داد.
بهر حال ایشان آمده اند در فرایند انتخابات اعلام نامزدی کردند. امیدوارم تا پایان در صحنه بمانند و پیروز انتخابات باشند. اما مانند آن هشت سال ریاست جمهوری نکنند. مردم را نباید فراموشکار فرض کرد. اگر ریاست جمهوری تدارکاتچی بودن است چرا باید دوباره به این عرصه پا گذاشت؟ اگر لوایح دوقلو آورده شود باید تا پایان پای آن ایستاد. نه این که گفت بدون این لوایح نمی شود کاری کرد و بعد نیز ماند. اگر هواداران به زندان می افتند باید از آنها حمایت کرد. نه این که گفت ما زندانی سیاسی نداریم در حالی که عبدی و گنجی و باقی و زیدآبادی و دانشجویان دیگر دربند هستند. اگر اینبار نیز بخت یار ما بود کسی نب گرفت نگوییم که سران رژیم صهیونیستی نیز این جایزه را گرفته اند و آن را بی قدر کنیم. اگر کسی ریخت توی کوی دانشگاه و دانشجویان را لت وپار کردند همان لحظه به دیدار آن برویم نه این تا ۴ روز هیچ خبری از رییس جمهور نباشد. اگر روزی پا به آمریکا گذاشته می شود فرصتها را از دست ندهیم و همان جا ضمن آن که حرفمان را می زنیم، عکس یادگاری هم با سران جهان بگیریم نه این که ناگهان خودمان را گم و گور کنیم. اگر وزیر با لیاقتی مثل عطاالله مهاجرانی داریم، مثل عبداله نوری داریم و مدیری بی مانند مانند کرباسچی داریم تا پایان از او دفاع کنیم نه این که زندانی شدن کرباسچی ونوری و طرد مهاجرانی نیم صدم مشغله ذهنی ما نباشد.
این اگرها زیاد هستند. امیدوارم دیگر تکرار نشود. اگرچه ....
روز شنبه منتظر سه نشريه باشيد.
احمدي نژاد حاضر به گفت و گو نشد
1-براي مركز نشر آثار امام با برخي از دوستان يك نشريه را آماده چاپ كرده ايم. فكر مي كنم همراه با روزنامه همشهري و روزنامه اطلاعات رايگان توزيع شود. اين نشريه تحت نام حضور خواهد بود و با 150 صفحه به بررسي آرا و نظرات امام پرداخته ايم. در واقع موضوع اصلي آرمان هاي امام است كه آيا محقق شد يا بر زمين ماند. خوب در اين راه با خيلي از مسئولين سابق و فعلي نظام گفت و گو كرديم. از هاشمي رفسنجاني و مير حسين موسوي و خاتمي تا هر كس كه فكر كنيد. البته آقاي احمدي نژاد حاضر نشد با ما ( موسسه نشر و تنظيم آثار امام ) گفت و گو كند. ما چند بار نامه زديم. با بچه هاي دفتر ايشان صحبت كرديم اما خبري نشد. تنها گفتند آقاي رييس جمهور نامه را ديدند اما دستوري صادر نكردند. يعني بايگاني شود. خوب ايشان دوست ندارد مصاحبه كند. ايرادي دارد؟
اسامي مصاحبه شوندگان تا جايي كه به ياد دارم: مير حسين، خاتمي، هاشمي، ناطق، كروبي، ذوالقدر، خوئيني ها، حسن خميني، بجنوردي، آيت الله محمد يزدي ، روغني زنجاني، علي لاريجاني، محمدهاشمي، ايرواني، شريعتمداري، پور محمدي ، و...
يادداشت هاي مختلفي هم داريم. مثلا بهزاد نبوي ليد مصاحبه ميرحسين موسوي را نوشته. عطريانفر ليد مصحبه هاشمي را نوشته، سعيد حجاريان ليد مصاحبه خاتمي را نوشته. حميد مولانا يادداشتي درباره احمدي نژاد و سياست خارجي او نوشت كه قرار بود ليد مصاحبه احمدي نژاد باشه كه يادداشت آمد اما مصاحبه انجام نشد. حتي ثمره هاشمي هم قول مصاحبه داد اما لغو كرد. به هر حال اين است كه. يادداشت هاي بچه هاي قم و نويسندگان تهران در آن فراوان است.
اين مجله منتشر نمي شد اگر سيد حسن خميني پشت آن نبود. بيشترين پيگيري را او داشت و انرژي لازم را به ما تزريق مي كرد.. يك بار پيش از اين كه براي گفت و گو با سيد حسن آقا خميني براي شهروند امروز رفته بوديم دفترش گفته بود كه با ژورناليسم و روزنامه نگاري خيلي علاقه مند است. به نظرم اين اولين حركت اجتماعي سيد حسن خميني است.
ايران دخت با يوزارسيف مي آِيد
2- هفته نامه ايران دخت با سردبيري محمد قوچاني از شنبه روي دكه مي آيد. اين هفته نامه همانطور كه از نامش پيداست درباره زنان است. البته با طراحي قوچاني ما در اين مجله با سه مجله روبرو هستيم. اول مجله اي براي خانواده ها، دوم مجله اي براي زنان و سوم بازار خانواده ها. من همچنان دردبير اجرايي اين مجموعه هستم . ضمن آن كه چهار صفحه دارم كه به بررسي اخبار ايران و جهان مي پردازد. فكر مي كنم ايران دخت فصل نويني در مطبوعات خانوادگي ايران باشد. آگهي آن امروز در روزنامه همشهري و يكي دو تا روزنامه ديگر نيز چاپ شد. شنبه منتظر يك نشريه جديد در ژانر خانوادگي باشيد.
افزايش صفحات ضميمه اعتماد ملي
3- ضميمه اعتماد ملي را كه ديده ايد؟ شماره ششم آن روز شنبه با 56 صفحه منتشر مي شود. از اين به بعد اگر خدا بخواهد اين هفته نامه را در تعداد صفحات بيشتري روانه بازار مي كنيم. در اين هفته نامه نيز كه كلا سياسي است اخبار پشت پرده از اتفاقات سياسي و گفت و گو با مخالفين و موافقين آقاي .... داريم.
من در ضميمه هفتگي اعتماد ملي و سايت تغيير كارهاي خودم را منتشر مي كنم. همراه با همان تيم هميشگي و دوستاني كه با هم كار مي كرديم و مي كنيم.